|
مکتب برنامه ریزی همزمان با مكتب طراحي به منصه ظهور
رسيد. ايگور
آنسف
در كتاب خود به نام
“استراتژي
مؤسسه بازرگاني
Corporate strategy
“
نقش مهمي را در تدوين اين
مكتب ايفا كرد. به
طور كلي ، در دهه 1970 رويه هاي رسمي ،آموزش رسمي ،
تجزيه و
تحليل هاي رسمي بر
استراتژي حاكم شد و اغلب مقالات و كتب منتشره هم در
اين راستا منتشر شدند.
الگوهاي مكتب برنامه ريزي در حد بي شماري بوده اما
تقريباً همگي آنها از مدل تحليلي
SWOT
الهام مي گيرند. مكتب برنامه
ريزي نيز همانند مكتب
طراحي بر پيش فرض هائي استوار است كه علي رغم تشابه ،
تفاوتهاي قابل توجهي داشته و
تأكيد بر
اجراي رسمي استراتژي است. در مكتب برنامه ريزي
استراتژي ،حاصل فرايند برنامه ريزي و كنترل اين مكتب
رسمي بوده و
مسئوليت فرآيند به عهده مدير اجرائي است و استراتژي ها
به گونه اي روشن و مشخص بيان مي شوند كه مي توانند در
مراحل بعدي به اهداف، بودجه ها ،برنامه ها و
طرح هاي
عملياتي تبديل شوند . البته مكتب برنامه ريزي با توجه
به تأكيد بيش از حد برفرآيند رسمي ، دچار مغالطه هاي
متعددي است كه اهم آنها عبارتند از: مغالطه از پيش
تعيين كردن استراتژي ها ، مغالطه جدائي تدوين از اجرا
، سفسطه رسميت و مغالطه اصلي برنامه ريزي استراتژيك ،
منظور از
اين مغالطه ها اين است كه استراتژيست ذهنيت فريبنده و
سادهاي را
نسبت به تدوين و
اجراي
استراتژي ارائه مي دهد كه در
عمل ممكن نيست و مديران را با مشكل روبرو مي سازد .
به هر حال ، در مكتب برنامه ريزي ، نقش مديران به عنوان تحليلگر
و پردازشگر استراتژيها از اهميت خاص
برخوردار است و در واقع تدوين استراتژي در درون جعبه
سياهي صورت مي گيرد كه مديران نقش اصلي را در
ْآن جعبه سياه ايفاء ميكنند.
|