|
|489|
نظارت يا كنترل را به گونههاى مختلف تعريف كردهاند. در همه
اين تعريفها كنترل را در واقع، كنترل فراگيرتر از برنامهريزى است. كنترل به
مديران كمك مىكند تا مراقب استونر كنترل را بر اساس عوامل اصلى فرآيند كنترل نيز تعريف
كرده است: (1). اصول مديريت،
ص558. |
|
|490| تحقق هدفهاى مشترك استفاده شده است...[1]
اهميت نظارت: در يك سازمان ممكن است برنامهريزى انجام شده،
ساختار سازمانى يكى از عللى كه موجب مىشوند مديران به سختى تفويض اختيار
كنند، اين است كه آنان
اين ديدگاه مبتنى بر كار فردريك وينسلور تيلور، پدر مديريت
علمى است. او تأكيد مىكرد (1). همان. (2). راپينز، مديريت
رفتارشناسى، ص 571 - 572؛ مبانى مديريت سازمان، ص 217 - 219. |
|
|491|
در محيطى كه عرصه مطالعات تيلور بود، كار به اجزاى كوچكى تقسيم شده بود. مشاغل 2. ديدگاه جديد[1] بايد به جاى افراد، فرآيندها را كنترل كرد. به همين علت، اين
شركتها با مشاركت دادن تحليل قرآنى نظارت در مديريت رحمانى، هم افراد و هم فرآيندها كنترل مىشوند.
البته افراد از دو جهت كنترل فرآيندها نيز، كه همان كيفيت اجراى برنامهها و بررسى موانع
و عوامل تسريع آنها (1). مديريت بينالملل، ص 602. |
|
|492|
«و ما به داود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم (ما به كوهها و پرندگان گفتيم:) اى
طبق مضمون اين آيات، خداوند برنامه و طرح زرهسازى از آهن ذوب شده و به شكل خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد: «اى پيامبران! از غذاهاى پاكيزه بخوريد و عمل صالح انجام
دهيد، كه من به آنچه انجام
پيامبران به مثابه منصوبان و كارگزاران درجه اول خدا و اعضاى مركزى سازمان رحمانى از سوى ديگر، حدود هشتاد بار، در قرآن، عمل صالح در كنار
ايمان مطرح شده است. با (1). سبأ، آيه 10 -
11. (2). مؤمنون، آيه 51. |
|
|493|
اين ترتيب، استاندارد رحمانى براى سنجش عمل سازمانى، عبارت است از ايمان و عمل
طبق اين آيات، عمل صالح به تنهايى عزتبخش و مورد قبول خداى عزيز نيست، بلكه بر اين اساس، استانداردى كه موجب تصديق عملكرد مىشود، مركّب
از عمل صالح و فرآيند نظارت[2] يك فرآيند كارآمد، داراى چهار مرحله است كه عبارتند از:
تعيين استانداردها، سنجش مرحله چهارم (اقدام كردن) به يكى از سه شكل انجام مىگيرد: 1. اقدام اصلاحى (اگر مغايرتى بين عملكرد و استاندارد مشاهده شود). 2. تصديق عملكرد (اگر عملكرد، مطابق با استاندارد يا بالاتر از آن باشد). (1). فاطر، آيه 10. (2). مديريت بينالملل، ص 606. |
|
|494|
3. تغيير استانداردها (اگر عملكرد
سازمانى هميشه يا اكثراً كمتر از استاندارد باشد). فرآيند ياد شده، عقلايى، طبيعى و مثبت است و مخالفتى با
ديدگاه قرآنى و وحيانى ندارد. 1. كنترل راهبردى: كنترلى است كه
اجراى موفقيتآميز برنامههاى بلندمدت سازمان را 2. كنترل كوتاه مدت: فرآيندى است
كه اجراى موفقيتآميز برنامهها را در سطح واحدها 3. كنترل عملياتى: فرآيندى است كه
اجراى موفقيتآميز برنامههاى عملياتى روزانه را با (1). همان، ص610 -
611. |
|
|495|
1. نظارت آيندهنگر: اين نظارت،
پيش از وقوع هر فعاليتى صورت مىگيرد و هدف از آن، 2. نظارت همزمان: اين نظارت، هم
زمان با انجام فعاليت اجرا مىشود و از طريق آن،
3. نظارت و كنترل گذشتهنگر: اين نظارت، وابسته به بازخورد است. كنترلى
است كه پس الف. اطلاعات به دست آمده، واقعى
است و مقايسه عملكرد و استاندارد را بهخوبى نشان ب. باعث انگيزش كاركنان مىشود؛
زيرا به موقع از نتايج كار خويش آگاه مىشوند. نكته: به تناسب شرايط مىتوان
تركيبى از هر سه كنترل را اعمال كرد. بنابر آيات قرآن، نظام نظارت اسلام، همگانى و هميشگى است، به
گونهاى كه هيچ «ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم و ما
به او از رگ قلبش |
|
|496|
«او كسى است كه آسمان و زمين را در شش روز آفريد. سپس بر تخت قدرت قرار گرفت و
«براى انسان مأمورانى هستند كه پىدرپى، از پيش رو و از پشت سرش او را از فرمان
خدا
آنچه از اين آيات استفاده مىشود، اين است كه چه خداوند و چه مأموران ناظر خدا،
يك معيارهاى نظارت و كنترل1. اصل نظارت بر اعمال و افراد «در هيچ حال و انديشهاى نيستى و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت
نمىكنى و هيچ عملى (1). حديد، آيه 4. (2). رعد، آيه 11. (3). يونس، آيه 61. |
|
|497|
طبق اين آيه، نظارت همهجانبه است و شامل افكار، طرحها، برنامهها، گزارشها و 2. هركس بايد بداند كه تحت نظارت است«آيا او نمىداند كه خداوند مىبيند (همه اعمالش را)؟».[1] «آيا گمان مىكند كسى او را نمىبيند؟».[2]
پيام اين گونه آيات، اين است كه هركس بايد بداند كه اعمالش تحت كنترل و نظارت است 3. بالاترين كارگزاران نيز تحت نظارت و مراقبت هستند «بر خداوند عزيز و رحيم توكل كن، همان كسى كه تو را به
هنگامى كه برمىخيزى،
طبق اين آيه، رسول خدا(ص) كه بالاترين منصوب خداوند است، همه حركات و سكناتش 4. با نظارت، تصميمگيرى، بههنگام و مناسب مىشود (نظارت كاربردى) «پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از آنان كه با تو هستند،
نزديك به دو سوم شب يا (1). فلق، آيه 14. (2). بلد، آيه 7. (3). شعراء، آيه 67 -
69. |
|
|498| است، قرآن بخوانيد».[1]
مطابق اين آيه، خداوند بر كار رسول خدا(ص) و ياران او نظارت دارد و پس از اينكه 5. نظارتكنندگان بايد كرامت و بزرگوارى داشته باشند و از حقيقت عدول نكنند «بىشك، بر شما نگاهبانانى (ناظرانى) والامقام و نويسنده
گمارده شده است كه مىدانند
بر اساس اين آيات، ناظران داراى صفات بزرگوارى، نويسندگى و دانايى هستند كه هر يك 6. نظارتها بسيار دقيق انجام مىگيرد «آنان همگى در يك صف، در پيشگاه پروردگارت عرضه مىشوند و
به ايشان گفته
«اين كتاب ما است كه به حق با شما سخن مىگويد (و اعمال شما
را بازگو مىكند). ما
(1). مزمل، آيه 20. (2). انفطار، آيه 11
- 12. (3). كهف، آيه 49. (4). جاثيه، آيه 29. |
|
|499|
آنچه در ادبيات مديريت اسلامى ملاحظه مىشود، متوجه ساختن
بحث نظارت است به مبحث انضباط و نظم، به تخلفات ربط مىيابد و معمولاً نظامى
در سازمانها تشكيل بنابر اين، جهتگيرى و رويكرد نظارت، بيشتر به سوى
برنامهريزى و تفويض اختيار بحث انضباط، به اصلاح و مجازات و تنبيه افراد خاطى برمىگردد
و بحث نظارت، به ارزيابى و نظارت نيز با هم تفاوت دارند. ارزيابى شاغل به هدف
تعيين درجه شايستگى |
|
|500|
افراد است، كه درجه توان، تخصص، ابتكار، تجربه، مهارتو دلسوزى، از شاخصهاى در اين تحقيق، با نظريه مديريت رحمانى درباره ارزيابى و
انضباط، اجمالاً آشنا شديم. اساس مديريت رحمانى، بر رشد قرار گرفته است و از جلوههاى
رشد، رشد توليد، رشد شايد بتوان يك نكته مشترك را بين سه نظام ارزيابى، انضباط و
نظارت پيدا كرد و آن اين بر اين مبنا خداوند يا فرشتگان يا رسول خدا(ص) و يا مؤمنان
اگر مراقب و ناظر يكديگر در اين تحقيق، آيات نظارت، بيشتر در مبحث نظارت بر
برنامهها آورده شدهاند، كه علت نظام نظارتى نبوى و علوى نيز با بساطتى كه داشته است، در هر
سه امر (شايستگى، |
|
|501|
تخلفات و پيشرفت امور) مشترك بوده است. اينطور نبوده كه جاسوسان و عيون، كه از اين سخن قرآن كه مىفرمايد:«همانا بر شما نگاهبانانى قرار
داده شده كه والامقام و به همين علت، نظام نظارتى علوى و نبوى هم عام بوده است.
اتفاقاً مديريتنويسان (1). انفطار، آيه 10
- 11. |
|
|502| تخلفات و خيانتها مىطلبيد. بر اين اساس، حجم نامهها و بلكه گفتههاى خطابى و
عتابآميز، در نهجالبلاغه فراوان از آنجا كه مطالعه اين نامهها براى مديران اسلامى پرفايده
است، در اين بخش از نمونههايى عالى از نظارت در سيره علوى نظارت در زمان اميرالمؤمنين (ع) ضربالمثل است كه شكل
تكامليافته نظارتهاى قبل 1. نقل شده است كه شريح بن حارث
قاضى، در عصر حكومت امام على (ع) خانهاى |
|
|503| خشمآلودى به او كرد و فرمود: «اى شريح! به زودى كسى سراغت مىآيد كه نه قبالهات را نگاه
مىكند و نه از شهودت
چه تذكرات و مراقبت و نظارت جالبى به يكى از شخصيتهاى بلند پايه، براى خريد (1). نهجالبلاغه، نامه 3. |
|
|504|
2. نامه آن حضرت(ع) به اشعث بن
قيس، زمامدار آذربايجان: «فرماندارى، براى تو وسيله آب و نان نيست، بلكه امانتى است
در گردن تو و تو نيز بايد 3. از نامههاى آن
حضرت (ع) به عبداللَّه بن عباس، فرماندار بصره: «بد رفتارى تو با بنىتميم و خشونت با آنان را به من گزارش
دادهاند. طايفه بنىتميم 4. نامه آن حضرت
(ع) به يكى از فرماندارانش: «اما بعد، دهقانان محل فرماندارىات از خشونت، قساوت، تحقير
و سنگدلى تو شكايت
5. نامه امام على(ع) به زياد بن ابيه، جانشين فرماندار بصره (عبداله بن
عباس)، كه در آن «صادقانه به خداوند سوگند ياد مىكنم كه اگر گزارش رسد كه از
غنايم بيتالمال مسلمين، (1). همان، نامه 5. (2). همان، نامه 18. (3). همان، نامه 19. |
|
|505|
چيزى كم يا زياد، به خيانت برداشتهاى، آنچنان بر تو سخت بگيرم كه در زندگى، كم
بهره 6. همچنين به او مىنويسد: «اسراف را كنار بگذار و ميانهروى را پيشه كن. از امروز به
فكر فردا باش و از اموال دنيا به
7. نامه امام (ع) به عبدالله بن عباس (كه مىگويد: پس از سخنان پيامبر
اسلام، هيچ «اما بعد، انسان گاهى مسرور مىشود، به علت رسيدن به چيزى كه
هرگز از دستش 8. از سفارشهاى امام(ع) به افرادى كه مأمور جمعآورى زكات مىشدند: «با تقوا و احساس مسؤوليت در برابر خداوند يكتا و بىشريك،
حركت كن و در اين راه، (1). همان، نامه 20. (2). همان، نامه 21. (3). همان، نامه 23. |
|
|506|
اموال شما حقى از خدا هست كه آن را به نمايندهاش بپردازيد؟ اگر كسى گفت: نه، ديگر
به سپس هر چه جمعآورى كردى، فوراً به سوى ما روانه ساز تا
آنها را در مصارفى كه 9. از سفارشهاى امام(ع) به بعضى از كارمندانى كه براى گردآورى زكات مىفرستادند: «او را به تقوا و ترس از خدا در امور پنهانى و اعمال مخفى
فرمان مىدهد، در آنجا كه (1). همان، نامه 25. |
|
|507|
آن كس كه پنهان و آشكارش، كردار و گفتارش با هم مخالفت نداشته باشد، امانت الهى را و به او فرمان داده كه با چهره عبوس با مردم روبهرو نشود.
آنان را بهتان نزند و به آنان به بدان كه براى تو در اين زكات، نصيب مشخص و حق معينى است و
شريكانى از
10. عهدنامه آن حضرت(ع) با محمد بن ابىبكر، هنگامى كه وى را به حكومت
مصر «بالهاى محبت را بر آنان بگستر و پهلوى نرمش و ملايمت را بر
زمين بگذار. چهره اى محمدبن ابىبكر! بدان كه من تو را سرپرست بزرگترين
لشكرم، يعنى لشكر مصر (1). همان، نامه 26. |
|
|508|
مخلوقاتش به خشم نياور؛ زيرا خداوند جاى همه كس را مىگيرد و كسى نمىتواند جاى نماز را در اوقات خويش به جاى آر، نه آن كه بههنگام بيكارى
در انجامش تعجيل كنى و 11. نامه امام(ع) به يكى از فرماندارانش: «اما بعد، درباره تو به من جريانى گزارش شده است كه اگر
انجام داده باشى، پروردگارت را 12. نامه امام(ع) به يكى ديگر از فرماندارانش: «اما بعد، من تو را شريك در امانتم (حكومت و زمامدارى) قرار
دادم و تو را صاحب اسرار (1). همان، نامه 27. (2). همان، نامه 40. |
|
|509|
نيرنگ به كار بردى و مقصدت اين بود كه اينان را بفريبى و غنايمشان را در
اختيارگيرى. اى كسى كه در پيش ما از خردمندان به شمار مىآمدى! چگونه
خوردنى و آشاميدنى را در به خدا سوگند اگر حسن و حسين اين كار را كرده بودند، هيچ
پشتيبانى و هواخواهى از |
|
|510| [ولى راه فرار و چاره مسدود است]».[1] 13. نامه امام(ع) به مصقلة بن هبيره شيبانى، فرماندار داروشيرفره (از شهرهاى فارس): «به من درباره تو گزارش رسيده كه اگر درست باشد و اين كار را
انجام داده باشى، سوگند به كسى كه دانه را در زير خاك شكافت و روح انسانى را
آفريد! اگر اين گزارش 14. نامه حضرت(ع) به عثمان بن حنيف، فرماندار بصره: «اما بعد، اى پسر حنيف! به من گزارش داده شده است كه مردى از
متمكنان اهل بصره، 15. از نامههاى امام(ع) به سران سپاهش: (1). همان، نامه 41. (2). همان، نامه 43. (3). همان ، نامه 45. |
|
|511|
«اما بعد، حقى كه بر والى و زمامدار انجام آن لازم است، اين است كه برترى و فضلى
كه 16. نامه امام(ع) به مالك اشتر، استاندار مصر: اين نامه، طولانىترين نامه نهجالبلاغه و معروفترين آنها
نزد خاص و عام است و حضرت در بخشى از اين نامه، به مالك فرمان مىدهد كه
خواستههاى نابهجاى خود را در - همچون حيوان درندهاى با مردم
نباش، كه خوردن آنان را غنيمت شمارى؛ زيرا آنان دو (1). همان، نامه 53. |
|
|512| گروه بيش نيستند: يا برادران ايمانى تو هستند يا انسانهايى همچون تو. - هرگز از عفو و بخششى كه كردهاى،
پشيمان مباش و هيچگاه از كيفرى كه نمودهاى، به - بايد آنان كه از رعيت
عيبجوترند، از تو دورتر باشند؛ زيرا مردم عيوبى دارند كه والى در - هرگز نبايد افراد نيكوكار و
بدكار، در نظرت مساوى باشند؛ زيرا اين كار سبب مىشود كه - سزاوار است به آنان كه بيشتر
مورد احسان تو قرار گرفتهاند، خوشبينتر باشى و - ميدان اميد سران سپاهت را توسعه
بخش و پىدرپى آنان را تشويق كن و كارهاى مهمى - اعوان و انصار خويش را سخت زير
نظر بگير، اگر يكى از آنان دست به خيانت زد و |
|
|513|
مأموران سرّى تو (جاسوسان) متفقاً چنين گزارش دادند، به همين مقدار از شهادت قناعت - خراج و ماليات را دقيقاً زير نظر
بگير، به گونهاى كه صلاح ماليات دهندگان باشد... - نامههاى سرّى و نقشهها و
طرحهاى مخفى خود را در اختيار كسانى بگذار كه داراى - بازرگانان و پيشهوران و
صنعتگران، مردمى سالمند و از نيرنگ و شورش آنان بيمى - فردى مورد اطمينان، كه خدا ترس و
متواضع باشد، برگزين تا وضع مردم طبقه پايين را |
|
|514| عذرت پذيرفته باشد. - براى مراجعان خود، وقتى مقرر كن
كه به نياز آنان شخصاً رسيدگى كنى. مجلس عمومى - هيچگاه خود را در زمانى طولانى
از رعيت پنهان مدار؛ زيرا دور بودن زمامداران از چشم - هرگاه رعايا به تو گمان بد برند،
افشاگرى كن و عذر خويش را درباره آنچه موجب هرگز صلحى را كه از جانب دشمن پيشنهاد مىشود و رضاى خدا در
آن است، رد مكن كه - زنهار، از ريختن خون به ناحق
بپرهيز؛ زيرا هيچ چيز در نزديك ساختن كيفر انتقام، |
|
|515|
ديگران منتقل مىكند و هيچگونه عذرى نزد خدا و نزد من در قتل عمد پذيرفته نيست؛ بر تو واجب است كه همواره به ياد حكومتهاى عادلانه پيش از
خود باشى. همچنين من از خداوند بزرگ، با آن رحمت وسيع و قدرت عظيمش بر انجام
همه خواستهها، 17. نامه امام(ع) به كميل بن زياد نخعى، فرماندار هيت، از آبادىهاى كشور عراق: «اما بعد، سستى در انجام آنچه برعهده او گذارده شده و اصرار
بر آنچه در وظيفه او (1). همان، نامه 54. |
|
|516|
كفايت مىكنى و از آنان بهخوبى دفاع مىكنى و نه امير و پيشوايت را از دخالت در
آنجا 18. نامه امام(ع) به ابوموسى اشعرى، زمامدار كوفه: «به من گزارشى دادهاند كه هم به سود تو هست، هم به ضرر تو.
هنگامى كه فرستاده من 19. نامه امام(ع) به سهل بن حنيف، فرماندار مدينه: «اما بعد، به من خبر رسيده كه افرادى از قلمرو تو مخفيانه به
معاويه پيوستهاند. بر اين (1). همان، نامه 61. (2). همان، نامه 63. |
|
|517|
خاطراست. آنان دين پرستانى هستند كه با سرعت به آن روى آوردهاند، در حالى كه 20. نامه امام(ع) به منذر بنجارود عبدى، كه در كار فرماندارى خويش خيانت كرده بود: «اما بعد، شايستگى پدرت مرا گرفتار خوشبينى به تو ساخت و
گمان كردم تو هم پيرو
از جمعبندى نامههاى بيستگانه، كه از نهجالبلاغه نقل شد،
چند نكته درخور توجه را 1. حكومت بسيار گسترده
اميرالمؤمنين (ع) كه از عنوان نامهها به دست مىآيد كه مصر، (1). همان، نامه 70. (2). همان، نامه 71. |
|
|518|
در همه نامهها اين است كه «بلغنى»؛ يعنى «به من گزارش رسيده است كه...». متوجه 2. اهميت و ضرورت نظارت بر
كارگزاران و استانداران، كه مديران عالى نظام هستند، 3. موضوعها نظارت كاملاً متنوع هستند: الف) انضباط اقتصادى، كه بيشتر در
حيف و ميل بيتالمال خلاصه مىشود و همچنين ب) انضباط نظامى، كه در نامه كميل
بن زياد و عبداللهبن عباس مشخص بود كه در ج) انضباط اجتماعى و اخلاقى، كه در
چگونگى رفتار كارگزاران خراج با مردم، به صورت د) وجدان اخلاقى، مانند آنچه مالك
اشتر و شريح قاضى را به آنها در عدم پيروى از 4. مضمون برخى نامهها شبيه
آييننامههاى انضباطى است؛ مانند نامه خراجگيران. اين 5. تنوع تذكرات و مؤاخذهها و
توبيخها از نكات ديگر است. لحن حضرت، متناسب با |
|
|519|
6. تأكيد بر اين كه در مؤاخذه
بىانضباطى، حتى امام حسن و امام حسين (ع) نيز مستثنا 7. شرايط استفاده از انفصال، كه
قبلاً به آن پرداختيم. 8. نكته پايانى نامه مالك اشتر،
بسيار جالب است كه امام (ع) مالك را در رفتار حكومتى، از اين تأسى و سفارش به آن، متوجه مىشويم كه شيوه نظارتى
حضرت على(ع) خود، همچنين آنچه ما از آغاز اين تحقيق، در پى دستيابى به آن
بوديم، يعنى اين كه آيا نظام 9. علت اين كه بيست نامه را پياپى
و با ترجمه روان آورديم، موضوعيت داشتن اين نامهها |
