|
|463|
انگيزش از سادهترين و در عين حال، پيچيدهترين وظايف مديريت
است. به اين دليل اما در همين مرحله است كه انگيزش پيچيده مىشود. اول اينكه
آنچه را يك نفر به |
|
|464|
با اين حال، على رغم پيچيدگى انگيزش، ترديدى نيست كه انگيزش، اساس مديريت نظريههاى انگيزش1. الگوى انتظار در انگيزش (ويكتور روم) براى انگيزش شخص، دادن چيزى كه نيازهاى مهم او را ارضا كند،
كافى نيست؛ زيرا ويكتور روم نظريهاى در باره انگيزش ارائه كرده است كه در
آن، انتظار براى موفقيت، الف) ظرفيت يا ارزش نتيجه خاصى
(مانند مدير فروش شدن) براى هر فرد بسيار ب) فرد احساس كند كه براى انجام دادن كار و به دست آوردن نتيجه، شانس زيادى دارد. گرى دسلر در كتاب مبانى مديريت، نظريه روم را معقول
مىانگارد و معقتد است كه نتايج الگوى انتظار روم، به طور خلاصه عبارت است از اينكه مردم
جذب رفتارى مىشوند كه |
|
|465|
دراينجابررسى شود، اين است كه مردم چه چيزى مىخواهند؟ يعنى چه چيزى آنان را در پاسخ به اين پرسش روانشناسانه، به نظريه پنج روانشناس
اشاره مىشود و در پايان، 2. ابراهام مازلو و سلسلهمراتب نيازها ابراهام مازلو معتقد است كه نيازهاى انسان، شامل پنج گروه
اصلى هستند: فيزيولوژيكى، نيازهاى فيزيولوژيكى: در پايينترين سطح سلسلهمراتب مازلو،
نيازهاى فيزيولوژيكى قرار نيازهاى ايمنى: مانند نياز به محافظت در برابر خطرات يا بيكارى و نياز به امنيت. نيازهاى اجتماعى: مانند وابستگى، نياز به تأثير و تأثر و نياز به دوستى. نيازهاى نفسانى: كه به تعبير داگلاس مك گريگور عبارتند از: الف. نيازهايى كه مربوط به احترام
نفس مىشوند؛ مانند نياز به اعتماد به نفس، استقلال، ب. نيازهايى كه به شهرت و اعتبار
شخص مربوط مىشوند؛ مانند نياز به مقام، شناساسى، نيازهاى خودشكفتگى: اين نياز، همان تجلى و تكامل است، نيازى
كه بر اساس آن، |
|
|466|
فردريك هرزبرگ معتقد است كه نيازهاى انسان، دو دستهاند:
اولى كه دسته پايين (سطح همچنين انسان، داراى برخى نيازهاى سطح بالا است. اين سلسله
نيازها به ويژگىهاى هرزبرگ با تحقيقاتى كه انجام داد، متوجه شد كه عوامل مربوط
به كار، كه به رضايت و از سوى ديگر، محتواى شغل يا عوامل برانگيزنده (موفقيت،
شناسايى و...) مىتوانند چند تن از نويسندگان، كه در رأس آنان، جان اتكينسن و ديويد
مك كلاند قرار دارند، افرادى كه شديداً درصدد كسب موفقيت هستند، موقعيتهايى را كه
حاوى ريسكهاى نه |
|
|467| راه نياز به انجام دادن كارهاى مبارزهجويانه، برانگيخته مىشوند. افرادى كه بسيار قدرتطلب هستند، موقعيتهايى را ترجيح
مىدهند كه در آن بتوانند افراد ديگرى نيز هستند كه نياز بسيارى به وابستگى دارند.
اينان علاقه مفرطى به حفظ مك گلاند به اين نتيجه رسيده است كه همه افراد، مقدارى از
اين نيازها را در خود دارند؛ 5. نظريه سل گلرمن (مفهوم انگيزش) سل گلرمن معتقد است كه همه ما به چيزهايى مانند پول، مقام،
موفقيت و شناخته شدن اين موضوع تا اندازه بسيارى به نظريه مازلو و ديگر روانشناسان شباهت دارد. |
|
|468|
اين نظريه، در حقيقت، جمعبندى نظريههاى قبل و پاسخى است به
دو پرسش اساسى، پاسخ او به اين پرسشها بر پنج محور انجام مىگيرد: 1. مردم داراى نيازهاى بسيار
متفاوتى هستند و حتى دو نفر را نمىتوان يافت كه سطح 2. نياز ارضا شده، محرك نيست.
بررسىهاى انجام شده، نشان مىدهند كه نياز ارضا 3. نيازها در سلسله مراتب دو سطحى
طبقهبندى مىشوند. در سطح پايينتر، نيازهاى با اين حال، نبايد فراموش شود كه اين مسأله، پيچيدهتر از آن
است كه به نظر مىآيد 4. نيازها بر اساس اينكه چه
چيزهايى آنها را ارضا مىكنند، فرق مىكنند. |
|
|469|
نيازهاى سطح پايين، به وسيله نتايجى ارضا مىشوند كه براى شخص، جنبه ملموس از سوى ديگر، نياز به خودشكفتگى و ابراز لياقت، به نظر
مىرسد كه صرفاً از طريق 5. در هر زمان، بيش از يك نياز،
فعال است. هر فردى در لحظه معينى از زمان، مىتواند 6. پول چند نياز مختلف را ارضا
مىكند. در نگاه نخست، چنين به نظر مىرسد كه پول دسلر در پايان نظريه خويش، به نكته جمعبندى شدهاى اشاره
مىكند. او مىگويد كه براى |
|
|470|
نظريه انگيزش اسلامى، بحثى مركّب از مباحث رهبرى، پاداش و
جبران است؛ بدين معنا البته اين رويه را مىتوان انگيزش به معناى اعم ناميد كه طبق
اصول مديريت رحمانى، اولين نكته در باره انگيزش، ارتباط وثيق نيازها و انگيزش است
كه به صورت يك اصل، اگر انسان، خليفه خدا و قائم مقام او است و فقط براى زندگى
چند ساله درجهان آفريده |
|
|471|
نشده است، موجودى جاويدان و كمالطلب، جمالخواه، حقيقتجو و داراى حب ذات و بقا الف. نيازهاى جسمانى صرف ب. نيازهاى جسمانى روحانى ج. نيازهاى روحانى الف. نيازهاى جسمانى او همان
نيازهاى حيوانى هستند كه در خوراك، پوشاك، دفاع، امور ب. نيازهاى روحانى جسمانى، كه همان
عشق و عاطفه به فرزند و همسر، نياز به محبت، ج. نيازهاى روحانى، نياز به عبادت،
معرفت و محبت به خداوند، نياز به ايثار و انفاق، نياز اين تقسيمبندى از تقسيمبندى مزلو و هرز برگ بهتر است كه
نيازها را به پنج طبقه از سوى ديگر، انسان داراى خوددوستى و حب ذات است كه فىنفسه
مطلوب است. همين اين نكته مورد توافق و تسالم همه انسانها فارغ از هر
نوعگرايش است. البته با تغيير |
|
|472|
انسان الهى، به شكل آخرتگرايى، بهشتگرايى و رضوانخواهى تجلى مىكند و شكل همچنين است حب كمال، كه در دو قالب قدرتطلبى و حقيقتجويى
جلوه مىكند. در حب لذت نيز، كه در قالب زيبايىخواهى و جمال خواهى است،
مىتواند زيبايىهاى آنچه بر اين حبهاى مشترك بين نگرشهاى عادى و الهى جهت
مىدهد، همانا در مديريت رحمانى، به همه نيازهاى سه گانه انسان (جسمانى،
جسمانى روحانى و آنچه درخور توجه است، وجود عناصر ضدانگيزش، در بعضى افراد
است كه حتى با |
|
|473|
نمونهاى كامل از مديريت رحمانى بدانيم، وجود كفار، منافقان، متخلفان و
گناهكاران، كه از سوى ديگر، آنان نيز كه برانگيخته شدهاند، انگيزشى با
دوام و باقى ندارند، بلكه به از اين رو، انگيزش انسانها امرى بسيار پيچيده و پوشيده است.
اين نكتهاى است كه در در اين حال، فارغ از تأثير و تأثرات انگيزش مىتوان نظام
انگيزش رحمانى را به تصوير از باب مقدمه بايد گفته شود كه يك نسخه انگيزش واحد، براى
همه مجموعههاى |
|
|474|
ورزشى، ادارى، كارگرى، خدماتى و... هر كدام به انگيزشى خاص نيازمندند، هر چند بين الف. عناصر مشترك انگيزش بين همه مجموعهها: 1. ارتباط بين انگيزهها و نيازها. 2. حضور همه عناصر انگيزشى (حب بقا، حب كمال و حب جمال) در همه آنان. 3. فرآيند رهبرى (كه در فصل پيش
بيان شد) در همه مجموعهها قابل اعمال است ب. عناصر خاص هر مجموعه: 1. مجموعه مردمى منظور، مردم و ملت هستند كه حكومتى آنان را اداره مىكند.
اگر حاكمى بخواهد مردمش وقتى حقوق مردم ادا شد، ايشان نيز متقابلاً به تكاليف خود،
كه مهمترين آنها اطاعت و |
|
|475|
اميرالمؤمنين(ع)، هيچگاه دولت خويش را در لحظات سختى تنها نخواهند گذاشت و حاكمى كه صالحان و پاكان را به وزارت و وكالت و امارت و
امامت بگمارد، آنان را توجيه و 2. مجموعه نظامى ارتشها و سپاهيان انگيزش ويژهاى را مىطلبند. در درجه اول،
ارتش بر اساس خوف در حال صلح نيز سپاهيان نياز به تداوم انگيزش دارند تا
همواره آماده باشند و روحيه اما در هنگام نبرد، انگيزش به بالاترين درجه خود مىرسد. در
قرآن كريم، هر سوره به |
|
|476|
مىگويد. با مطالعه اين سورهها، ادبيات انگيزشى بالايى، بلكه بالاترين ادبيات
انگيزشى را همچنين خداوند رضايت خود را از مجاهدان اعلام مىكند و به
آنان وعده نعيم مقيم و در مقابل، خداوند از مخالفان (خانهنشينان و جنگ گريزان) و
متخلفان ونافرمانان به بدى اين ادبيات، در نهجالبلاغه، در خطبههاى گوناگون، بهويژه
در خطبه جهاد مشهود است كه |
|
|477|
درهاى بهشت دانسته و مىفرمايد: «اگر مىخواهيد سيراب شويد، قبلاً شمشيرهايتان را
از در سيره نبوى و علوى نيز با اين انگيزشهاى متنوع روبهرو هستيم. 3. مجموعه آموزشى در يك مجموعه و مركز آموزشى، ادبيات انگيزشى، كاملاً متفاوت
مىشود. در اين جا براى فراگيرى دانش، حتى اگر انسان در درياها فرو رود يا اگر
خون ريخته شود، ارزش 4. مجموعه كارگرى در اين نظام، با ادبياتى قوى روبهرو هستيم؛ يعنى پيامبرى كه
دست كارگر را مىبوسد و |
|
|478|
خداوند صداى ماشينهاى كارخانهها را دوست دارد و آن را در رديف صداى پاى اسبهاى 5. مجموعه ادارى و كارمندى در اينجا سخن از تمام مديريت است كه گفته شد: گزينش خوب
كارمندان، در كارهاى 6. مجموعه ورزشى تشويق و ترغيب ورزشكاران، شركت پيامبر(ص) در مسابقات آنان و
جهت دادن به 7. مجموعه خدماترسانى عام المنفعه دعوت به ايثار و انفاق و اطعام، ارزش دادن به از خودگذشتگى،
كه نمونه بارز آن را در همچنين اينكه هر انفاقى، پاداشى هفتصد برابر دارد، بهترين
انفاق، انفاق پنهانى است، |
|
|479|
نرساند، نتيجه آن، در دنيا و آخرت به خودش مىرسد، انفاق بايد از بهترين اموال
باشد، اين ادبيات انگيزشى در امور خدماتى، كه هماهنگترين ادبيات
با يك دين آسمانى، جمعبندى هنگامى كه از انگيزش سخن گفته مىشود، بسته به هر مجموعه
انسانى، نوعى خاص از آيا انگيزش فقط مبتنى بر رفع نيازها است؟ اگر هدف انگيزش را دستيابى بهتر و سريعتر به اهداف يك
مجموعه بدانيم، گاهى |
|
|480|
پاسخ اين است كه مراد ما از انگيزش، آن است كه به شكل خودجوش و از سر ارادت و البته گفتنى است كه برپايى چنين انگيزشى، منافاتى ندارد با
اينكه مديران و فرماندهان، آيا تأمين نياز، انگيزه مىدهد يا فقدان نياز؟ توضيح پرسش: كسى كه نيازمند است (از
هر نوع آن) آيا اين نيازمندى او منشأ پيدايش |
|
|481| يا تأمين نياز؟ طرح اين پرسش، بدين علت است كه انواع نظريههاى انگيزشى
نوين، بر اين گفته مزلو حقيقت مطلب اين است كه وجود و تأمين نياز، هر دو قدرت انگيزش
دارند. انسان نيازمند از سوى ديگر، اگر فردى نياز او را برطرف كرد و در ازاى كار،
حق او را داد، به او احترام بر همين اساس، نيازهاى گوناگون، در طول يكديگر قلمداد
نمىشوند، بلكه در عرض هم |
|
|482|
از ميان سه نوع نياز جسمانى، روحانى جسمانى و روحانى، يا به
بيان ديگر، حيوانى، در يك نگاه سطحى، شايد وجود يا تأمين نيازهاى جسمانى، قدرت
بيشترى را نشان از شواهد اين مدعا، اين است كه همه انسانها در شرايط حاد
آرمانخواهانه و انقلابها يا در يك جمعبندى، نيازهاى معنوى، قوىتر از نيازهاى مادى
هستند. انسانهاى جاهطلب البته برترين نوع اين تقدم، در انسانهاى برتر است كه با
وجودى كه خودشان روزه دارند، |
|
|483|
نيازهاى روحانى و الهى او هم تأمين مىشود؛ زيرا با اين عمل، در حقيقت، رضاى خدا
را بنابر اين، درعين غذا خوردن، كه عملى حيوانى و جسمانى است،
نيازهاى برتر و سطح بر اين اساس، در يك سازمان كارگرى يا كارمندى، همه انگيزش،
در برآوردن نيازهاى انگيزش، حقمحور است يا تكليفمدار؟ توضيح اينكه آيا بايد حقوق زيردستان و كارمندان و كارگزاران
را تأمين كرد و آيا آنان با برخى فرزانگان معتقدند كه انگيزش بر اساس ديدگاه
تكليفگرايانه، با عظمتترين و |
|
|484|
حكماى راستين را به تنظيم و توجيه حيات فردى و اجتماعى انسانهاى جوامع وادار كرده 1. احساس تكليف ناشى از متعهدترين
انسانى مستند به كرامت و شرافت 2. انگيزش ناشى از احساس حقگرايى در برابر اين ديدگاه، ديدگاه حقگرايان قرار دارد كه طبق اين
نگرش، حقوق بايد به طور به نظر مىرسد كه انگيزش، بر محور حق و تكليف، هر دو
مىچرخد؛ زيرا بين اينها طبق اين نظريه، زيردست هم موظف است مدير خود را برانگيزاند.
به بيان ديگر، انگيزش (1). انگيزش در
اسلام، ص173 - 176. |
|
|485| زيرستان مىپردازد. از سوى ديگر، انسانهاى برتر و به اصطلاح، اوحدى از مردم
هستند كه تكليفمدارند؛ انگيزش الگويى يا الگوى انگيزشى قرآن كريم رسول خدا(ص)را اسوه حسنه مىداند؛ يعنى يك الگوى
تمام عيار و زيبا؛ زيرا بر اين اساس، مديران مديريت رحمانى، خود، اولين مؤمن و
نخستين عامل به قوانين و (1). بقره آيه 285. (2). هود آيه 121. (3). ر.ك. استاد مرتضى مطهرى، انسان كامل. |
|
|486|
يكى از نظريهپردازان غربى مىگويد: همه انگيزش، در اين جمله است كه از حضرت اين ديدگاه، با اين فرمايش اميرالمؤمنين(ع) هماهنگ است كه
مىفرمايد: «هركس در يك جمعبندى مىتوان گفت كه مدير مؤمن، عامل، پيشتاز،
غير راحتطلب و غير (1). انگيزش در اسلام،صص 173-176. |
