|
|443|
تاكنون سه نظريه با دلايل آن ذكر شد. طبعاً هر يك، نقدهايى
بر ديگرى دارد كه نيازى به بايد دانست كه بر محور فرآيند و برآيند تصميمگيرى، چهار نوع
رهبرى و مديريت 1. سبك دستورى (تكليفگرا) 2. سبك ترغيبى(مشورتى) 3. سبك حمايتى (مشاركتى) 4. سبك تفويضى(رُشد) 1. سبك دستورى (تكليفگرا): در اين
سبك، مدير رفتار تكليفگرايى بيش از حد متوسط
2. سبك ترغيبى (مشورتى): در اين سبك، رفتار تكليفگرا و رابطهگراى
مدير، از حد
3. سبك حمايتى (مشاركتى): در اين شيوه، رفتار رابطهگراى مدير، بيش از
حد متوسط و (1). فصل نامه مصباح،
ش15، ص104 و 105. (2). همان. |
|
|444|
رفتار تكليفگراى وى از حد متوسط كمتر است. سبك تصميمگيرى مدير، مشاركتى است؛
4. سبك تفويضى: در اين سبك، رفتار رابطهگرا و تكليفگراى مدير، از حد
متوسط كمتر پس از اين مقدمه، كه شامل چهار سبك در تصميمگيرى، از ديدگاه
مديريتپژوهان جديد 1. سبك دستورى و تكليفگرا(ان اتبع الّا ما يوحى الىّ) ؛ من فقط از وحى تبعيت مىكنم. موضوع اين سبك از تصميمگيرى، در سيره رسول اكرم(ص)، موارد
حكم شرعى و يا (1). همان، ص106. |
|
|445| اين محدوده راه ندارد. مؤيد اين امر، سخنى از اميرمؤمنان(ع) است: «آگاه باشيد كه حق شما بر من اين است كه جز اسرار جنگى را از
شما پنهان نسازم و در
مراد از حكم در جمله بالا، حكم الهى ياحكم حكومتى است كه جنبه حساسيت و اسرار «بدانيد كه اگر من پاسخ مثبت بدهم [و حكومت بر شما را
بپذيرم] در باره حكومت بر شما
«تاكنون هيچ مسألهاى كه به آن جاهل باشم، اتفاق نيفتاده است تا با شما و برادران
خود
اين سخنان، بر وجود سبك دستورى و تكليفگرا در نظام تصميمگيرى معصومين(ع) به هر حال، سبك دستورى در تصميمگيرى، در سيره نبوى و علوى
وجود داشته است و (1). نهجالبلاغه،
نامه51. (2). همان، خ92. (3). همان، خ205. |
|
|446|
آورد. از اين قبيل است تصميمگيرىهاى فورى نظامى و دفاعى و نيز رويارويىهاى بنابر اين نمىتوان وجود اين سبك را حاكى از ناتوانى
زيردستان دانست. همچنين 2. سبك ترغيبى (مشاورتى) اين سبك، مصداق كامل آيه شريفه
(و شاورهم فى الامر
فاذا عزمت فتوكل على اللَّه)
اين آيات، بر خلاف نظريه پل هرسى و پلانچارد است كه اين سبك
را در مورد زيردستانى همچنان ياران رسول خدا(ص) كه به دستور خدا مورد مشورت آن
حضرت قرار مىگرفتند، (1). فصلنامه مصباح، ج 15، ص105. |
|
|447|
«آگاه باشيد كه خدا و رسول او از مشورت بىنيازند؛ ولى خداوند مشورت را براى رحمت
بر شيخ مفيد نيز در اين باره مىگويد: پيامبر با اصحاب خويش به علت نياز به آراى آنان و نيازش به مشورت
با آنان، چنان كه گمان
كردهاى، مشورت نكرد؛ يعنى مشورت براى وى طريقى نبوده، بلكه براى امر ديگرى بودهاست».[2] مراد ايشان از مشورت طريقى، مشورتى است كه هدف آن، دستيابى
بهتر به واقعيت و رسول خدا(ص) طبق آيه قرآن، ملزم به چنين مشورتى است. بر همين
اساس، آن حضرت (1). الدر المنثور، ج2، ص90. (2). الفصول المختاره، ج2، ص31. (3). فصلنامه حكومت اسلامى، ج6، ص132. (4). مغازى، ج1، ص211؛ سيره ابنهشام، ج3، ص66 - 67. |
|
|448|
پيامبر فرمود: «وقتى پيامبرى زره پوشيد، شايسته نيست آن را بيرون آورد تا زمانى كه
با
التزام رسول خدا(ص)به اين سبك، آنچنان بود كه گاهى تصميمى را كه گرفته بود، پس از
البته عدهاى اين سيره را دال بر وجود سبك دستورى در شيوه تصميمگيرى رسول
شبيه اين حالت، در جنگ خيبر نيز پيش آمد. هنگامى كه حباب بن منذر به پيامبر(ص) (1). فروغ ابديت،
ج2، ص26 - 34؛ سيره ابنهشام، ج3، ص66 - 67. (2). فروغ ابديت،ج2،
ص139 - 140؛ سيره ابنهشام، ج2، ص223؛ بحارالانوار، ج2، ص252. (3). فصلنامه حكومت
اسلامى، ج6، ص135. |
|
|449|
بگويم كه اينجا در چشمانداز دشمن است. پيامبر(ص) فرمود: «جاى بهترى سراغ دارى؟»
روشن شد كه اين سبك از تصميمگيرى، موضوعى است، نه طريقى.
مفسران شيعه و 1. مشاوره براى شخصيت دادن به امت. 2. مشورت براى آزمايش. 3. مشورت براى رشد فكرى مردم. 4. مشاوره براى استفاده از تأييد
مردم. 5. مشورت براى آگاه شدن
مشورتشوندگان. 6. مشورت براى اينكه بدانند حكومت
او استبدادى نيست. 7. مشاوره براى اينكه در صورت
شكست، انتقاد بىجا نكنند. 8. امر به مشورت رسول خدا با امت،
براى اين كه معلوم شود خلق خدا نزد خدا 9. مشورت براى اينكه مردم بدانند
نظرخواهى از ديگران عيب و عار نيست. 10. مشورت رسول خدا(ص) براى اينكه
امت به او تأسى كنند. همه اغراض ياد شده، عقلايى و حاكى از اين است كه نفس مشورت
كردن، موضوعيت (1). سيره حلبى، ج3،
ص390. (2). سيره ابنهشام،
ج1، ص620. (3). استادى، رضا،
شورا در قرآن و حديث، ص 31 - 36. |
|
|450| مشورتهاى غيرمعصومين نيز هست. با توجه به اينكه بيشتر مشورتهاى رسول خدا، كه به ما
رسيده است، در غزوات و 3. سبك حمايتى و مشاركتى در تصميم گيرى براى تفكيك مشاورت از مشاركت، مقايسهاى بين دو آيه شريفه
(شاورهم فى الامر)
و آن و آيه شورا دلالت بر مطلوبيت مشاركت دارد. در آيه اول، خطاب به شخص رسول خدا(ص) به عنوان حاكم و مجرى و
مدير است كه در بديهى است كه اين شوراهاى مردمى و ايمانى، كمك خوبى براى
رهبران به شمار |
|
|451|
مىروند. حاكم و رهبر مىتواند با تكيه بر اجتماعات راهبردى، به راهكارها و
تصميمهاى در سيره مديريتى رسول خدا(ص) به مواردى بر مىخوريم كه حاكى
از اعتنا و اعتماد آن
نظير اين ماجرا زمانى اتفاق افتاد كه يكى از واليان منصوب آن حضرت، عملكردى آنچه در محدوده يك سازمان مىتواند بيانگر چنين سبكى در
تصميمگيرى باشد، وجود (1). سيره ابنهشام،
ج2، ص240 و 254؛ تاريخ طبرى، ج2، ص250. (2). .ك.مكاتيب
الرسول، احمدى ميانجى. |
|
|452|
بگذاريم، يقيناً بدون در نظر گرفتن مصالح عمومى مسلمانان، نظر نهايى نمىدهند و 4. سبك تفويضى (رشد يا ارشادى) اين روش، انگيزشىترين روش تصميمگيرى است و درجه رشددهى و
كمالبخشى آن در سيره مديريتى نبوى، به مواردى بر مىخوريم كه از اين روش
تصميمگيرى استفاده
استانداران رسول خدا(ص) در تصميمگيرى آزاد بودند؛ همچنين سفيران آن حضرت. از
(1). مغازى، ج2،
ص510؛ تاريخ طبرى، ج2، ص250. (2). كنز العمال،
ج6، ص407؛ الغدير، ج2، ص44. |
|
|453|
جمعبندى نظريه اقتضا (نظريه چهارم): همانگونه كه رسول خدا(ص) ملهم از وحى الهى و 5. اصل تصميمگيرى[1] تصميمگيرى، اگر چه وظيفهاى از وظايف چند گانه مديريت به
شمار آمده، اما نقش آن در در آيه مورد بحث، از تصميمگيرى، با واژه «عزم» ياد شده است.
راغب در كتاب مفردات، آنچه از آيه ياد شده به دست مىآيد، تصميمگيرى فردى است،
نه گروهى. گروههاى (1). فصلنامه مصباح،
ج25، ص111 - 104؛ ج12، ص101 - 104. |
|
|454|
مشاور، تصميمساز هستند؛ ولى تصميمگير نيستند. شهيد مطهرى در كتاب سيره نبوى، در
در بحث پيشين، با چهار سبك تصميمگيرى، از پال هرسى و كنت بلانچارد آشنا شديم كه با توجه به گستردگى تخصصها و توسعه علوم و پيچيدگىهاى
سازمان، مديران در برخى (1). فصلنامه مصباح،
ج11، ص149. |
|
|455| عوامل زير تعيين كند:[1] 1. مهارت و تخصص خود (مدير). 2. تجربه، توانايىها، استعداد، ترجيحات و طرز تلقى زيردستان. 3. موقعيت(وضعيت موجود و ماهيت مسأله مورد تصميم).[2]
برخى صاحبنظران عقيده دارند كه وسعت و پيچيدگى سازمانهاى امروزى به گونهاى
در نظريه هرسى و بلانچارد، سطح آمادگى مدير و تأثير آن در انتخاب سبك اول: در نظريه مذكور، فرض بر اين
گذاشته شده كه مدير همواره از سطح آمادگى بالايى سايمون نيز معتقد است كه براى دستيابى به بهرههاى كاردانى
در تصميمگيرى،
به استناد ديدگاه هرسى و بلانچارد در باره مهارتهاى مدير، در برخى زمينههاى (1). فصلنامه مصباح،
ج25، ص107. (2). مارلند،
ص141،(1979). (3). سعادت، مديريت
منابع انسانى، ص313. (4). فصلنامه مصباح،
ج25، ص109؛ ، ص70. |
|
|456|
و از آن غافل بماند. زيردست معمولاً اطلاعات مهم و ارزندهاى در باره كار خود دارد
كه
دوم: شايد به نظر هرسى و بلانچارد، سطح آمادگى مدير، هيچ تأثيرى در
انتخاب سبك سوم: ممكن است هرسى و بلانچارد با
آگاهى از تأثير سطح آمادگى مدير بر سبك يكى از صاحبنظران معاصر[2]
با در نظر گرفتن سطوح آمادگى مديران و زيردستان و 1. سطح آمادگى مدير از سطح آمادگى
زيردستان بيشتر باشد (A > R)؛ يعنى در باره 2. سطح آمادگى مدير و زيردستان،
برابر باشد(A=R)؛ يعنى در باره موضوع تصميم، مدير 3. سطح آمادگى مدير از سطح آمادگى
زيردستان كمتر باشد (A < B). با توجه به گستردگى ايشان معتقد است كه با توجه به اين سه وضعيت، مىتوان
سبكهايى را كه به نظر 1. در وضعيت اول، سبك اقتدارى
مناسب است؛ يعنى تصميم را خود مدير بگيرد و براى (1). مديريت منابع
انسانى، ص313. (2). فصلنامه مصباح،
ج25، ص109؛ هرسى و بلانچارد، ص 70. |
|
|457| اجرا شدن، ابلاغ كرده و از اتلاف وقت و هزينه جلوگيرى كند. 2. در وضعيت دوم، سبك مشاورهاى مفيد است كه تصميم گيرنده نهايى، خود مدير است. 3. در وضعيت سوم، سبك تفويضى يا
مشاركتى مناسب است. اگر به زيردست اعتماد نظريه مختار پس از آشنايى با نظريات گوناگون تصميمگيرى، اكنون نوبت به
اعلام نظر مختار مىرسد. بنابر اين، درعزم و تصميمگيرى، طبق آيه يادشده، مشاورت و
مشاركت يك اصل است؛ از نكات در خور توجه، اينكه وقتى فرآيند بالا، به عنوان
نظريه اسلام و ملهم از مديريت |
|
|458|
مديرى قابل پذيرفته شدن از سوى افراد درون سازمان باشد، بايد در يك تماس دائمى
در برخى تحقيقات، با عنوان «تصميمگيرى از بالا صحيح است»،
به نقد بحث «مديريت طرف ديگر نيز مىنويسد كه اگر بخواهيم سبك مديريت را به صورت
امروزى و در
به نظر مىرسد كه بين اين دو نظريه، معارضهاى نيست؛ زيرا طبق مفاد آيه مشورت، آنچه از مدلول آيه مشورت استفاده مىشود، نوعى الزام يا
رجحان در مشورت مديران (1). فصلنامه مصباح،
ش12، ص147. (2). عباسعلى اخترى،
مديريت علمى مكتبى از ديدگاه اسلام، (به نقل از فصلنامه مصباح، ج12، ص146 -
147). |
|
|459|
است؛ زيرا رسول خدا(ص) امر به مشورت شده است. بنابر اين، مديران غيرمعصوم، ملزم 6. اصل توكل در فرآيند رهبرى اسلامى، در مديريت رحمانى، ارتباط با
خداوند، نقش اساسى دارد. در آيه اين اصل، در مرحله اجراى تصميم بروز مىكند. اجراى تصميم،
مرحلهاى حساس است |
