|
|425|
رهبرى هنگامى تحقق مىيابد كه شخصى بخواهد شخص ديگرى را به
منظور نيل به موفقيت رهبران به عوامل زير بستگى دارد: ويژگىهاى آنان، شيوه رهبرى، ماهيت كار و نياز پيروان. اين عقيده كه برخى رهبران، داراى خصايص برجسته هستند، در
اصل، از نظريه «مرد (1). در اين زمينه
بنگريد به گرى دسلر، مبانى مديريت، صص 76 - 88 (تلخيص شده). |
|
|426| درآورده است، پى خواهند برد. در حالى كه بيشتر مطالعات انجام شده، بىنتيجه بودند، هنوز
اعتقاد داريم كه رهبران ادوين گسلى در بررسى ديگرى در باره چند صد مدير، كه شامل
سرپرستان، مديران سطح 2. شيوه رهبرى رهبران به طور معمول، دو وظيفه مهم بر عهده دارند: انجام
فعاليت مربوط به تحقق از نظر عملى بهتر است كه اين دو وظيفه، مستقل در نظر گرفته
شوند، هر چند كه بيشتر مفهوم شيوه رهبرى، اين است كه رهبر چه كار مىكند و رفتارش
چگونه است. براى |
|
|427| مؤثرترين شيوه رهبرى كدام است؟ با اينكه پاسخ دقيقى براى
اين پرسش نداريم، ولى رهبران مستبد و مشاركتجو تفاوت مهم بين اين دو شيوه، عبارت است از اينكه رهبر مستبد،
قدرت بيشترى را بر مقايسه رهبرى مستبدانه و مشاركتجويانه رهبرى مشاركتجويانه، در عمل، مزايايى دارد. چند تن از
محققان به اين نتيجه رسيدهاند آيا يك رهبر مىتواند در ضمن كارگرايى فردگرا هم باشد؟ به طور خلاصه، دو شيوه اصلى براى رهبرى وجود دارد: يكى رهبرى
فردگرا است. چنين |
|
|428| آنچه ما به آن دست يافتهايم، اين است كه رهبر مردمگرا،
معمولاً داراى زيردستانى بنابر اين، ممكن است شما از خود بپرسيد كه آيا مىتوانيم
كارمندانى داشته باشيم كه به بيان ديگر، هيچ دليلى وجود ندارد كه شما نتوانيد توليد را
كاملاً كنترل كنيد و هم زمان بايد به خاطر داشت كه ممكن است يك شيوه رهبرى، در موقعيتى
مؤثر باشد، اما 3. اثربخشى رهبرىالف. ارزشها و نيازهاى كارمندان از ويژگىهاى مهم افراد، تفاوت در ارزشهاى آنان است؛ مثلاً
كسانى كه به اصول اخلاق |
|
|429|
هر كدام از كارمندان، داراى شخصيت منحصر به خود هستند؛ مثلاً
يكى از مطالبى كه ما از سوى ديگر، كارمندى كه بيشتر استبداد گرا است، رهبرى به
شيوه استبدادى را ترجيح در مباحث بعدى متوجه خواهيم شد كه هر كارمند، داراى
انگيزههاى متفاوتى است. روبرت تنن بام و وارن اشميت بر اين عقيدهاند كه هيچ
ويژگىاى در شيوه رهبرى نيست الف. مديران: نيروهاى موجود در
مدير، شامل ارزشهاى او، اعتماد به كارمندان، گرايش |
|
|430| به يك شيوه رهبرى و احساس امنيت در يك موقعيت نامطمئن هستند. نظام ارزشى مدير، از اين نظر مهم است كه در احساس او از لحاظ
شركت كارمندان در همچنين احساس امنيت مدير، در موقعيت نامطمئن، اهميت بسيارى
دارد؛ زيرا هنگامى ب. كارمندان: نيروهايى نيز در
كارمندان وجود دارد كه در تصميمگيرى در باره انتخاب ج. موقعيت: غير از نيروهاى موجود
در مدير و كارمندان، نيروهاى معينى در موقعيت |
|
|431| خلاصه: نيروهاى فعالى در مديران،
كارمندان و موقعيت وجود دارد كه بايد بدانها توجه نظريههاى رهبرى1. نظريه اقتضاى فيدلر در مقابل نگرش تنن بام و اشميت، فيدلر نيز مطالعهاى انجام
داده است كه هدف از آن، الف. قدرت ناشى از مقام: قدرتى كه
دارنده آن مىتواند به وسيله آن، اعضاى گروه را به ب. ساختار وظيفه: بر ميزان يكنواختى و قابليت پيشبينى وظيفه گروه ناظر است. ج. رابطه رهبر و اعضا: اين عامل،
بيانگر ميزان سازگارى رهبر با اعضاى گروه خود و به طور كلى، فيدلر نتيجه گرفته است كه در موقعيتهايى كه
رابطه رهبر و اعضا، ساختار با وجود اينكه از بررسىهاى فيدلر انتقاد شده است، اما
يافتههاى او ما را در درك عوامل |
|
|432|
رابرت هاوس نظريه رهبرى مبتنى بر موقعيت را ارائه كرده و آن
را نظريه «هدف روش» اين بيان، درعمل چه مفهومى دارد؟ يكى از مفاهيم آن، اين است
كه اگر كارمندان شما
(فبما رحمة من اللَّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف
عنهم و
يعنى: به بركت رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى و اگر خشن و آيه بالا بيان كننده شيوه رهبرى رحمانى است كه بر برخى اصول
وحيانى مبتنى است: 1. اصل نرمى و مهربانى (1). آل عمران، آيه
159. |
|
|433|
2. اصل عفوو بخشش 3. اصل استغفار 4. اصل مشورت 5. اصل تصميمگيرى 6. اصل توكل اين اصول، به دوگونه عرضى و طولى، قابل ارزيابى هستند؛ يعنى
هم مىتوانند مستقلاً تأثير اين اصل در همين آيه بيان شده است: اگر خشن و سنگدل
بودى، از پيرامون تو راغب اصفهانى مىگويد: «لين ضدخشونت است. اين صفت، در اجسام
به كار مىرود.
بنابر اين، رهبرى الهى خشن نيست. با اين اصل، در آيهاى ديگر نيز مىتوان روبهرو
شد: «به يقين رسولى از خود شما به سويتان آمد كه رنجهاى شما بر
او سخت است و اصرار بر (1). راغب اصفهانى،
مفردات، كلمه لين. |
|
|434| هدايت شما دارد و با مؤمنان، مهربان است».[1]
اين خصوصيت (كه رنجهاى شما بر او سخت است) ناظر به اصل همدردى است، بلكه اميرالمؤمنين(ع) به استاندار خويش، مالك اشتر مىفرمايد:
«قلب خويش را در باره ملت علامه محمد تقى جعفرى در تفسير عبارت بالا مىنويسد: در اين جمله كه حضرت مىفرمايد: (اشعر قلبك الرحمة للرعية...)
اشعار از مختصات
دريافت حضورى است؛ يعنى همانطور كه ضرورت دفاع از خويشتن حضورى است، اشعار و احساس رحمت و محبت هم حضورى است.[3] تكرار كلمه «رحمت» در آيات و عبارات بالا، تأكيدى بر مديريت رحمانى است. رسول خدا(ص) اين خصلت را براى كارگزاران منصوب خويش نيز طلب
مىكرد «رفق رأس حكمت است. خدايا! هركس سرپرستى بخشى از امور امت من
را بر عهده نيازى به توضيح نيست كه مدارا از مصاديق نرمخويى و سختگيرى
از موارد البته از آنجا كه عدهاى، گرچه اندك، ظرفيت رفتار همراه با
نرمخويى را ندارند و از اين (1). توبه، آيه 128. (2). نهجالبلاغه، نامه 53. (3). محمد تقى جعفرى، انگيزش در اسلام، ص171. |
|
|435|
«جايى كه نرمش حماقت باشد، تندى خاصيت نرمش دارد» و «تندى را با نرمى بياميز و
همه عبارات بالا در چهارچوب اصل بودن رحمت مىگنجند؛ زيرا شدت و تندى، در 2. اصل عفو و بخشش (فاعف عنهم) عفو، گذشت از گناه و خطا و ضدانتقام كشيدن است و آيات و
اخبار، در مدح و حسن آن نيز مىفرمايد: (فاعفوا و اصفحوا) ؛[4] يعنى بايد عفو و گذشت كنيد. آثار عفو1. عزت بيشتر: از رسول خدا(ص) روايت شده است كه: «عفو و گذشت، زياد نمىكند مگرعزت را. پس گذشت كنيد تا خدا شما را عزيز گرداند».[5]
بر اين اساس، مديرى كه خطاى زيردستش را مىپوشد و مىبخشد، بر عزت خويش 2. پشيمانى كمتر: از امام باقر(ع) نقل شده است كه: «پشيمانى بر عفو، بهتر و آسانتر است از پشيمانى برانتقام و عقوبت».[6]
ممكن است عفو باعث تمرد كارمند و تشجيع او در كم كارى گردد كه نوعى پشيمانى را (1). بحارالانوار،
ج75، ص51. (2). نهجالبلاغه،
نامه 46. (3). اعراف، آيه 199. (4). بقره، آيه 109. (5). معراج السعاده،
ص186. (6). همان. |
|
|436|
براى مدير به دنبال خواهد داشت؛ ولى آثار طولانى مدت عقوبت و پشيمانىهاى متعاقب 3. اصل استغفار (و استغفرلهم) «استغفار» بالاتر از عفو است؛ يعنى رهبرىِ رسولگونه، غير از
اينكه خودش خطاها و «مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان
آوردهاند و هنگامى كه در كار
تنها گذاشتن رسول به بهانههاى گوناگون، گرچه مشروع، آن هم در «امر جامع»، كه به علامه طباطبايى مىفرمايد كه خدا به رسول، امر به استغفار
براى آنان (اجازهگيرندگان) در تفسير قمى آمده است كه اين آيه، در باره گروهى نازل شد كه
هر گاه رسول خدا(ص) آنان (1). نور، آيه 62. (2). تفسير الميزان،
ج15، ص166. (3). همان. |
|
|437|
را براى مأموريتى جمع مىكرد (جنگ يا غيرجنگ)، بدون هماهنگى با آن حضرت، از آيات ديگرى كه بر اصل استغفار براى زيردستان اشاره دارد، اين آيه است: «اى پيامبر! هنگامى كه زنان مؤمن نزد تو مىآيند تا با تو
بيعت كنند كه چيزى را شريك
اصل استغفار، آثار روحى و انگيزشى انكارناپذيرى در كاركنان هر سازمان دارد. ارتقاى «ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به فرمان خدا از وى
اطاعت شود و اگر اين
اين آيه، در دل آيات مديريتى و حكومتى متنوع درج شده است. از آيه 58 تا 84 سوره (1). مجادله، آيه 12. (2). نساء، آيه 64. |
|
|438|
رسول خدا واجب الاطاعه معرفى مىشود (به اذن خدا) و مخالفت با او نوعى ستم بر علامه طباطبايى فهرستى از تخلفات و تمردات پيروان و
كارگزاران رسول خدا(ص) را نقل همه اينها به نوعى مخالف با رسول خدا(ص) است، در حالى كه
خداوند، بدون قيد و شرط،
اطاعت رسول خدا را واجب دانسته است و كسى گمان نكند كه اطاعت، مخصوص فرامين خدا است و پيامبر چون بشر است، حق اطاعت ندارد. اينان نبايد مصلحتانديشى كنند وبگويند كه مصلحت در عدم اطاعت از رسول خدا(ص) است واطاعت از رسول، يك نوع شرك است و در حقيقت، عبادت رسول است... در حالى كه اطاعت رسول، بدون قيد وشرطاست.[1] اين تفسير از علامه طباطبايى، نكتهاى دقيق و مديريتى را در
مديريت رحمانى جلوه البته اگر بنا به هر دليلى، نافرمانى صورت گرفت، چون گناه
بزرگى انجام داده شده است، (1). تفسير الميزان، ج4، ص404. |
|
|439|
بنابر آيه مذكور، مشورت كردن در امور مديريت و حكومت، با
همكاران و زيردستان، از غير از اين آيه، آيات ديگرى نيز بر اهميت مشورت دلالت دارند؛
از جمله، آيه مشهور
(و «ملكه سبا گفت: اى اشراف! نامه پرارزشى به سوى من فرستاده
شده است. اين
اين آيات، سير مشورت يك حاكم و چگونگى تصميمگيرى او را بيان مىكند، كه مورد ردع غير از آيات، روايات بسيارى نيز در باره مشورت، در جوامع
روايى شيعى نقل شده است، (1). نمل، آيه 29 -
35. |
|
|440|
كه بيشتر آنها ناظر بر مسائل اخلاقى و فردى است؛ بهويژه جمعآورى آنها در كتاب در ميان فقيهان شيعى، هر چه از عصر حضور دورتر مىشويم،
تدريجاً نگاه اجتماعى و
با توجه به جايگاه مهم مشورت، در آيات، روايات و فتاوا، آن هم در ابعاد فردى،
اجتماعى، 1. مقيد بودن لزوم مشورت به عدم علم حاكم 2. لزوم مشورت و عدم لزوم تبعيت از اكثريت مشاوران 3. لزوم پيروى از اكثريت مشاوران براى هر كدام از نظريات ياد شده، ادلهاى اقامه شده است، كه
برخى نيز مورد مناقشه قرار ادله نظريه اول الف) فلسفه لزوم مشورت، دستيابى
به حقيقت است و كسى كه علم به حقيقت دارد، اگر ب) معصومين(ع) همواره خود را ملزم به مشورت نمىديدهاند. (1). فصلنامه حكومت اسلامى، ج6، ص132. (2). همان. |
|
|441|
الف. آيه شريفه
(و شاورهم فى الامر
فاذا عزمت فتوكل على اللَّه)
. در اين آيه، پس از امر ب. امام رضا(ع) مىفرمايد: «پيامبر
اكرم(ص) با اصحاب خويش مشورت مىكرد و آنگاه،
ج. اميرالمؤمنين(ع) در برابر مشورت ابنعباس با آن حضرت و درخواست
استاندارى «بر تو لازم است نظر مشورتى خويش را ارائه دهى و من نيز در
باره آن مىانديشم. پس
د. اميرالمؤمنين(ع) در وصيتى به فرزندش، محمدبن حنفيه مىفرمايد: «نظريات انديشمندان را به هم بياميز و نزديكترين آنها را
به درستى و دورترين آنها را
ه . اگر حاكم، در همه موارد، بر اساس نظر مشاوران، اعمال ولايت كند، در
حقيقت، ولايت الف. حكم عقل: هر مقدار طرفداران
يك نظريه، بيشتر باشند، عقل احتمال خطاى آن (1). بحارالانوار،
ج75، ص101. (2). نهجالبلاغه،
ح321. (3). مستدرك
نهجالبلاغه، ص 153. |
|
|442|
ب. سيره عقلا: مشورت در كارهاى
اجتماعى، كه ارتباط با عامه مردم دارد و صلاح و فساد
ج. استيناس از ادله نقلى: امام صادق(ع) طبق مقبوله عمر بنحنظله، در
ضمن ترجيحات «به حكمى كه بر اساس روايت مجمع عليه نزد اصحاب تو است، عمل
كن و روايت شاذ و
در پايان اين روايت، كلام به طور تعليل وارد شده است كه «فان المجمع عليه لا ريب
فيه» گذشته از آن كه دانستى لازمه اساس شور درستى كه بر نص كتاب ثابت
است، اخذ به
ترجيحات است عند التعارض و اكثريت عندالدوران اقوا مرجحات نوعيه و اخذ طرف اكثر عقلا، ارجح از اخذ به شاذ است و عموم تعليل وارد در مقبوله عمر بن حنظله هم مشعر به آن است و با اختلاف آرا تساوى در جهات مشروعيت حفظ النظام متيقن و ملزمش هم همان ادله داله بر لزوم حفظ نظام است.[4] (1). نظام حكومت در اسلام، ص57؛ مجله حكومت اسلامى، ش6، ص148. (2). وسايل الشيعه، ج18، ص75 - 76. (3). همان. (4). ميرزا محمد حسين نائينى، تنبيه الامة و تنزيه المله، ص52. |
