|
|343|
برنامهريزى مانند پلى است ميان جايى كه هستيم و جايى كه
مىخواهيم به آن برسيم.
برنامهريزى اساسىترين وظيفه در ميان وظايف مديريتى است. ديگر وظايف مديريتى، 1. افزايش احتمال رسيدن به هدف، از
راه تنظيم فعاليتها 2. تقويت جنبه اقتصادى عمليات
(مقرون به صرفه بودن آن) 3. تمركز بر مأموريتها و هدفها و
احتراز از تغيير مسير (1). ر.ك: طاهره
فيضى، مبانى سازمان مديريت، ص72 - 82. |
|
|344|
4. تهيه ابزارى براى كنترل فرآيند برنامهريزى، شامل تعيين مأموريت سازمان، مشخص كردن
هدفها و پديد آوردن اين فرآيند براى سازمانهاى بسته و باز، داراى اهميت است. با
استفاده از فرآيند
هدفها در سازمان، سه سطح دارند: راهبردى، كوتاه مدت و
عملياتى.[2]
1. هدفهاى راهبردى، نتايجى هستند كه كل سازمان براى رسيدن به آنها
تلاش 2. هدفهاى كوتاه مدت، نتايجى
هستند كه از طريق واحدها و شبعههاى سازمانى تحقق
3. هدفهاى عملياتى، هدفهايى هستند كه مديران ميانى با مديران خط اول
تعيين (1). مبانى سازمان
مديريت، ص72 (به نقل از يووى، مديريت بينالملل، ص205). (2). يووى، مديريت
بين الملل، ص207. (3). همان، ص208. |
|
|345| واحدهاى تخصصى، به آنها دست يافت.[1] مثلاً در يك شركت راه آهن: الف) اهداف بلند مدت = شناخت و
تأمين نيازهاى مشتريان و ارائه خدمت با كيفيت بالا و ب) اهداف كوتاه مدت = به دست آوردن
بهرهورى، از راه كنترل هزينه و افزايش درآمد از ج) اهداف عملياتى = خريد چند
لكوموتيو جديد كارآمد از نظر سوخت، براى افزايش ابعاد برنامهريزى سازمانى كاست و روزنوبگ چهار بعد اصلى براى برنامهها تعيين
كردهاند: سطح، زمان، قلمرو سطح برنامهريزى همان طور كه هدفها در سه سطح سازمانى گسترش يافتهاند،
برنامهها نيز در سه سطح برنامههاى راهبردى: برنامههاى راهبردى ابزارى براى
دستيابى به هدفهاى (1). همان. |
|
|346| معينمىگردند.[1]
برنامههاى كوتاه مدت: اين برنامهها براى دستيابى به هدفهاى كوتاه مدت سازمان برنامههاى عملياتى: اين برنامهها وسايل رسيدن به هدفهاى
عملياتى سازمان را تشريح مثال: يك شركت توليدى ابزار براى مكانيكها و تكنسينهاى
حرفهاى، مايل است در برنامهريزى كوتاه مدت براى بخش فروش، شامل نصب شبكه
رايانهاى جديدى است
براى تحقق هدفهاى توليد ابزارهاى مورد نياز گروههاى مشتريان صنعتى جديد طراحى
(1). سيد مهدى
الوانى، سيد مهدى، مديريت عمومى، ص13 - 14. (2). مديريت بين
الملل، ص212. (3). همان. |
|
|347|
1. برنامهريزى بلند مدت: شامل
هدفها و برنامههاى راهبردى، كه ممكن است بيش از 2. برنامهريزى ميان مدت: به طور
عموم، محدودهاى زمانى بين يك تا پنج سال دارد و 3. برنامهريزى كوتاه مدت: شامل
هدفها و برنامههاى عملياتى است و فعاليتهايى را برنامهها بر حسب قلمروشان با هم تفاوت دارند. برخى از آنها
بسيار فرا گيرند و
عموماً برنامههاى مورد نياز، در سه موقعيت اجرا مىشوند:
موقعيتهايى كه احتمال (1). مبانى مديريت،
ترجمه داود مدنى، ص32. |
|
|348|
برنامههايى كه مديران در اين موقعيت به كار مىبرند، به ترتيب عبارتند از :
برنامههاى برنامههاى يكبارى، شامل طرحها و پروژهها طرح، مجموعه تركيبشدهاى از اقدامات مرتبط به همه است كه
مىخواهد به هدفى پروژه، حوزه محدودترى نسبت به طرح دارد و منظورش دستيابى به
هدف يكبارى برنامههاى هميشگى، شامل خطمشىها، روشها و قوانين الف. خطمشى يا سياست، راهنما و
حدودى است كه تصميمهاى آينده بايد در محدوده آن
ب. روشها برنامههايى هميشگى هستند كه شيوهاى مشخص براى اجراى
فعاليتهاى
ج. قوانين، برنامههايى هميشگى هستند كه اقدامات الزامى ويژهاى را
معين مىكنند. در فرق ميان خطمشى و قانون، آزادى عمل در اولى و عدم آزادى در دومى است.[4]
(1). رضائيان، اصول
مديريت، ص106. (2). كونتز، مديريت
لازمه قدرت، ص50. (3). سرتو، مديريت
مدرن، ص187. (4). مديريت لازمه
قدرت، ص52. |
|
|349|
به ندرت موقعيتها به طور دقيق، آن گونه كه مديران
برنامهريزى كردهاند، اجرا مىشوند.
با دقت در بعضى آيات قرآن كريم مىتوان به اصول و اسلوب
برنامهريزى در مديريت «او پروردگار جهانيان است. او در زمين كوههاى استوارى قرار
داد و بركاتى در آن قرار داد در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان، در دو روز آفريد و
در هر آسمانى كار آن
در اين آيات، خداوند يك نمونه از تقدير و برنامهريزى خود را ارائه مىدهد و با
اين جمله (1). مديريت بين
الملل، ص315. (2). فصلت، آيه 9 -
12. |
|
|350| نمونهاى از برنامهريزى من (بهترين ترجمه براى تقدير، همان برنامهريزى است). در اين برنامهريزى، عوامل زمان، استحكام كار، نظم، پيشبينى
و اندازهگيرى و نقشه 2. برنامهريزى رحمانى، هدفمند و
داراى هدف حق است و در آن، هر چيز به اندازه و «البته ما هر چيزى را به اندازه آفريديم».[1] «ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنها است، از روى بازى نيافريديم».[2]
«ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان اين دو است، جز به حق و براى سرآمد 3. در برنامهريزى رحمانى، هر عنصر، بدون اصطكاك با عنصر ديگر تنظيم مىشود: «خورشيد پيوسته به سوى قرارگاهش در حركت است. اين تقدير
(برنامهريزى) خداوند
طبق اين آيات، خورشيد و ماه و شب و روز به گونهاى تقدير و تنظيم و تدبير شده و 4. در برنامهريزى رحمانى، شرايط و اقتضائات زمانى كاملاً لحاظ مىشود: «يوسف گفت: هفت سال با جديت زراعت مىكنيد و آنچه را درو
كرديد، جز كمى كه (1). قمر، آيه49. (2). انبياء، آيه 16. (3). احقاف، آيه 30. (4). يس، 38 - 40. |
|
|351|
(خشكى و قحطى) مىآيد كه آنچه را براى آن سالها ذخيره كردهايد، مىخورند، جز
كمى
حضرت يوسف، كه از منصوبان خداوند و كارگزار مديريت رحمانى است، در حقيقت، طبق 1. پيشبينى شرايط سخت. 2. جدول زمانى، كه به چند دوره
منظم هفت ساله تقسيم مىشود (هفت سال قحطى و 3. براى هر دوره زمانى، از پيش، راه چاره مىانديشد. 4. ذخيرهسازىها و استفاده بعدى از اين ذخاير، كاملاً حساب شده است. پس از اين برنامهريزى اقتضايى و مدبرانه بود كه: «پادشاه
گفت: يوسف را نزد من آوريد تا
بنابر اين، معلوم مىشود كه طبق مديريت رحمانى، برنامهريزى بايد داراى آگاهى،
قدرت 5. در برنامهريزى رحمانى، نمونه كاملى از يك طرح موفق نشان داده مىشود: «ما به او (ذوالقرنين) در روى زمين، قدرت و حكومت داديم و
اسباب هر چيز را در
(1). يوسف، آيه47 -
49. (2). مبانى سازمان
مديريت، ص84. (3). يوسف، آيه 54 -
55. (4). كهف، آيه84 -
85. |
|
|352|
«آن گروه به او گفتند: اى ذوالقرنين! يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مىكنند.
آيا
در اين آيات، كه بيان كننده يك طرح سدسازى است، اصول برنامهريزى دقيقى 1. جهت خدايى برنامهها، كه اولاً
خداوند اين قدرت را به ذوالقرنين داد و همه چيز را در 2. احتساب نيروى انسانى لازم براى اجراى چنين طرح بزرگى و تقسيم كار بين آنان. 3. اصطلاح قوه و نيرو براى كادر لازم، كه همان نيروى انسانى است. 4. احتساب مواد لازم از آهن و مس. (1). همان، آيه 94 - 98. |
|
|353|
5. نقشه تركيب مس و آهن، براى
استحكام سد. 6. هندسه و مهندسى لازم براى
اندازهها و تركيبها. 7. احراز اطمينان از استحكام اين
سد، براى مدت طولانى (تا آمدن وعده الهى). 8. احراز اطمينان از اينكه طايفه
يأجوج و مأجوج نمىتوانند هيچ آسيبى به سد برسانند و اين طرح، داراى اهداف راهبردى، كوتاه مدت و عملياتى است. هدف
راهبردى آن، ايجاد اين طرح نشان مىدهد كه دنيا، دنياى اسباب و مسببات است. با
اينكه ذوالقرنين از سوى گذشته از امر برنامهريزى، وقايعى مانند طرح سدسازى
ذوالقرنين يا برنامه اقتصادى عنصر زمان و مكان در برنامهريزىهاى الهى، نقش مؤثرى دارد.
در اين برنامهريزىها از |
|
|354|
عنصر ثابت و متغير تبعيت مىشود. خداوند داراى قوانينى ثابت، به نام سنت است كه بر اين اساس است كه مديريت رحمانى، اداره هستى و انسان را تا
پايان جهان بهخوبى بر 1. سنت نابودى ستمگران «آنان در نهايت تأكيد، به خدا سوگند خوردند كه اگر پيامبرى
انذاركننده به سراغشان آيد، نه چيزى در آسمانها و نه چيزى در زمين، از حوزه قدرت او
بيرون نخواهد رفت. او دانا و |
|
|355| بندگانش بينا است و از اعمال و نيات همه آگاه است».[1] چندين اصل راهبردى و برنامه هميشگى، از اين آيات استخراج مىشود: 1. ضرورت وجود منذر و هشدار دهنده براى هر امت. 2. ناسپاسى گروهى، از روى استكبار، با برنامههاى انذارى و نيرنگهاى بد (پيشبينى). 3. دامنگير شدن صاحبان نيرنگها به عواقب آنها. 4. وجود آيات و نشانههاى الهى، به
عنوان ميراث تاريخى، كه نمايان گر سنتهاى خدا در 5. قوىتر بودن امتهاى ناسپاس پيشين و درعين حال، نابودى آنان. 6. بيرون نبودن هيچ چيز در هستى، از حوزه قدرت خدا. 7. سنت مهلت دادن به امتهاى خطا كار، براى اصلاح. 8. جزا ديدن هركس به مقتضاى عملش، پس از اتمام حجت و مهلت. 9. خارج نبودن كوچكترين نيت و عمل، از حوزه علم و بينايى الهى. اين سنتها در طول يك مسير بحرانى و طولانى تعبيه شدهاند و
دوبار تأكيد مىشود كه البته سنتهاى ياد شده، در اين آيات، سنتهايى اجتماعى و
تاريخى هستند كه در جوامع 2. سنت اقتداربخشى به رهبر دينى «هيچ گونه منعى بر پيامبر، در آنچه خدا بر او واجب كرده،
نيست. اين سنت الهى، در باره
طبق اين آيه، رهبران الهى، براى اجراى فرمانهاى دقيق و برنامهريزى شده خداوند به (1). فاطر، آيه 43 -
45. (2). احزاب، آيه 38. |
|
|356|
آنان، هيچ گونه منع و حرجى ندارند و مردم نيز حق انتقاد به ايشان را ندارند و موظف
به 3. سنت امنيتبخشى در جامعه تحت حكومت دينى «اگر منافقان، بيماردلان و آنان كه اخبار دروغ و شايعات
بىاساس در مدينه پخش
بر اساس اين آيات، سنت هميشگى خداوند، در جنبه امنيتبخشى و اقتدارآفرينى براى 4. سنت قاطعيت در برابر براندازان حكومت دينى «نزديك بود آنان تو را با وسوسههاى خود، از آنچه بر تو وحى
كردهايم، بفريبند تا غير آن (1). همان، آيه 60 -
62. |
|
|357|
نمىساختيم، نزديك بود اندكى به آنان تمايل پيدا كنى. اگر چنين مىكردى، ما دو
برابر
بنابر اين آيات، اگر رهبران دينى، با كفر و نفاق وسوسهگران توطئهگر و براندازان
حكومت برنامههاى متغير «آنان كه راه كفر پيشه كردند، گمان نكنند با اين اعمال،پيش
بردهاند(و از قلمرو كيفر ما اين آيات، بيانگر قوانين ثابت و متغير، همراه با هم هستند. الف) قانون ثابت عبارت است از مهيا
شدن سياسى و نظامى، به طور كامل و نيرومند، در (1). اسراء، آيه 73 - 77. (2). انفال، آيه 59 - 60. |
|
|358|
ب) قانون متغير و برنامه غير ثابت
عبارت است از تهيه پيشرفتهترين و كارآمدترين بنابر اين، طبق آنچه استاد شهيد مطهرى نيز به آن رسيده است[1]
، اصل راهبردى، همانا نكته درخور توجه در سنتهاى ياد شده اجتماعى، حكومتى و سياسى
بودن اين سنتها امور ديگر، چه تكوينى و چه تشريعى، گرچه داراى قوانين
ثابتند، ولى اصطلاح سنت در برنامهريزى ممكن است بر عهده يك يا چند تن از متخصصان
برنامهريزى در ستاد باشد (1). ر.ك.اسلام و
مقتضيات زمان. |
|
|359|
سازمانهاى بزرگ و در حال رشد، مديران به طور شخصى مسؤوليت برنامهريزى را بر
در مديريت رحمانى، مسؤوليت همگانى وجود دارد. هركس موظف است كار خويش را «هيچ كس نمىتواند بر كار او خرده بگيرد؛ ولى در كارهاى آنان جاى سؤال و ايراداست».[2] طبق اين آيه، خداوند مسؤول نيست؛ ولى ديگران مسؤولند. در عين حال، امر برنامهريزى، چون نياز به تخصص و شناخت ويژه
دارد، در كارهاى «آيا در باره قرآن نمىانديشند؟ اگر از سوى غير خدا بود،
اختلاف فراوانى در آن مىيافتند
اين دو آيه، هر چند ظاهراً دو موضوع مختلف را بيان مىكنند، ولى در واقع، از اهميت (1). مديريت بين
الملل، ص271. (2). انبياء، آيه24. (3). نساء، آيه 82 و
83. |
|
|360|
قدرت استنباط هست، نبايد خودسرانه عمل شود، بلكه بايد اين امور را به اهلش، كه آنچه مىتوان استنتاج كرد، اين است كه برنامهريزى، در عين
حال كه در سطوح پايين، برنامهريزى مؤثر موانع متعددى وجود دارد كه اثربخشى برنامهريزى را تهديد
مىكند. با شناخت اثر اين 1. زمان. 2. ارتباطات: درك درست همه افراد، در حيطه كار خود، از برنامه و چگونگى اجراى آن. 3. تشريك مساعى (همكارى). 4. به وجود آوردن فضاى مناسب
(آماده سازى براى برنامهريزى بايد از سطوح بالا آغاز
بهترين برنامهها و قوىترين برنامهريزها زمانى مىتوانند
تأمين كننده اهداف يك (1). مبانى سازمان
مديريت، ص85. |
|
|361|
پرداخته شد. اگر همگان توجيه بوده و مشاركت داده شوند، به تشريك مساعى تشويق البته اين موانع قبلاً بايد شناسايى شده و آثار آنها بررسى
گردد كه اين كار، خود مرحلهاى «همانند آن زن سبك مغز نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را پس
از استحكام،
اين آيه، مؤمنان و برنامهريزان را از دوباره كارى، كمدقتى و عاقبت انديش نبودن
پرهيز «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام
(نوعى بختآزمايى) پليد و از
طبق اين آيات، اگر ياد خدا و نماز، برنامهاى عبادى باشند، براى رسيدن به اين
اهداف، معيارها و ملاكهاى برنامهريزى مؤثر1. تكيه بر قرآن: «خدا براى شما نورى قرار مىدهد كه بدان راه بپيماييد».[3]
(1). نحل، آيه92. (2). مائده، آيه 90 -
91. (3). حديد، آيه 28. |
|
|362|
2. مراعات تقوا: «پرهيز پيشه كنيد
كه خدا به شما خواهد آموخت و خدا به همه چيز
3. توكل بر خدا: «چرا ما به خدا توكل نكنيم با آن كه او راهها را به
ما نمود».[2]
4. در نظر گرفتن رضاى خدا، راه گشاى برنامهها: «آنان كه در راه ما
تلاش كنند، راه را به
5. عدم سطحى نگرى: «كسانى كه چون آيات پروردگارشان را به ياد آنان
آرند، با چشم و
6. عجله نكردن و پخته عمل كردن: حضرت على(ع): «از شتاب در هر عمل، قبل
از
7. دقت در برنامهريزى : حضرت على(ع): «اصل برنامهريزى، توقف در نكات
8. پاياننگرى و عاقبتانديشى: حضرت على(ع): «ملاك هر كار، پايان آن
است».[7]
9. حساب بودجه و هزينه: رسول خدا(ص): «هرگز چيزى كه پول آن را ندارم،
نمىخرم».[8]
10. اعتقاد به امكان حل هر مشكل: حضرت على(ع): «براى هر كارى راه حل و
برنامهاى
11. استفاده از تجربه ديگران: «هركس تجربهاش كم است، فريب مىخورد و
هركس
12. تفكر و تعمق كافى: «برنامهريزى و چارهانديشى، حاصل تفكر است».[11]
(1). بقره، آيه 282. (2). ابراهيم، آيه
12. (3). عنكبوت، آيه 69. (4). فرقان، آيه 73. (5). شيرازى، السبيل
الى انهاض المسلمين، ص 480. (6). بحارالانوار، ج
75، ص 51. (7). كنزالعمال، ج
15، ص 921. (8). كنزالعمال، ج 4،
ص 75. (9). ميزان الحكمه، ج
2، ص 551. (10). بحارالانوار، ج
68، ص 321. (11). ميزان الحكمه،
همان. |
|
|363|
13. عدم وسواس و ترديد: «اگر از
امرى ترسيدى، خود را در آن بيفكن؛ زيرا مشكل اين
14. موقعيتسنجى: «براى هر كارى، موقعيتى و براى هر شرايطى، زمانى
هست».[2]
15. عدم خودبينى: «هركس مدعى رسيدن به همه علم شود، منتهاى نادانى خود
را آشكار
16. اكتفا نكردن به محسوسات: «ديدن با چشمها نيست؛ زيرا گاه چشمها به
دارندگان
17. مقايسه با برنامههاى مشابه: «آنچه را نشده است، با آنچه شده
است، قياس كن، كه 18. شناخت قوانين تاريخ: «هركس
روزها و پيشآمدها را بشناسد، از آمادگى
19. آينده نگرى و پيشبينى: «مؤمنان آنانند كه آنچه را در پيش دارند،
بشناسند».[6] «آن
«مرد ديندار مىانديشد، به آرامش دست مىيابد؛ به فروتنى درخود مىنگرد، به مقام
تواضع
20. شناخت جايگاه هر چيز: «عاقل كسى است كه هر چيز را در جاى خود قرار
دهد».[9]
1. پيشبينى: عبارت است از برآورد
شرايط يا رويدادهاى آينده، بر اساس اطلاعات جارى،
(1). بحارالانوار،
همان، ص 320. (2). السبيل الى
انهاض المسلمين، همان. (3). غررالحكم، 300. (4). نهج البلاغه
فيضالاسلام، ص 1223. (5). كافى، ج 8، ص
23. (6). بحارالانوار، ج
78، ص 25. (7). تحف العقول، ص
66.
(8). بحارالانوار، ج
2، ص 53. (9). نهجالبلاغه
فيضالاسلام، ص 1191. (10). مديريت بين
الملل، ص221. |
|
|364|
با پيشبينى است كه مىتوان تصميم گرفت كه چه موادى بايد خريد؟ چه كاركنانى را
بايد
2. جدول زمانى: فرآيندى است براى تنظيم فهرستى از جزئيات فعاليتهايى
كه بايد براى الف. نمودار گانت:[2]
اين نمودار، به وسيله هنرى اِل گانت، كه دستپرورده فردريك مزيت اين نمودار، تعيين و نشان دادن فعاليتهاى متوالى و
متقارن و چگونگى احتساب در اين نمودار، همه فعاليتها ثبت مىشوند؛ اما نمودار نشان
نمىدهد كه چه فعاليتى قبل ب. فن بازنگرى و ارزيابى برنامه
(پرت): نمودار گانت در صورتى مفيد است كه فعاليتها (1). مبانى مديريت، ص59؛ مديريت مدرن، ص194. (2). مديريت عمومى، ص34. |
|
|365|
شبكه پرت، نمودار گردش كارى است كه توالى فعاليتهاى مورد نياز براى تكميل يك رويداد: رويداد نشانگر آغاز و انجام يك فعاليت است. رويداد نيازمند هزينه يا زماننيست. فعاليت: فعاليتها اجزاى اصلى
تشكيل دهنده يك برنامه يا يك طرح هستند. اين اجزا از مسير بحرانى: طولانىترين مسير، از نظر زمان را مسير بحرانى مىنامند.[1]
1. تعريف كردن هر فعاليت مهم
(اجراى هر فعاليت، موجب پديد آمدن مجموعهاى از 2. تحقيق كردن در باره ترتيبى كه
اين رويدادها بايد واقع شوند. 3. ترسيم نمودار گردش فعاليتها از
آغاز تا پايان. 4. برآورد زمانى براى هر فعاليت. 5. تنظيم برنامه زمانى، براى تاريخ
آغاز و پايان هر فعاليت. (1). همان، ص6 - 8. |
|
|366|
مديريت زمان، جدول زمانى شخص است. مدير بايد بداند كه چه
فعاليتهايى را زمان، منبع كمياب و بدون جايگزين است. همه مديران به تساوى،
وفور زمان را در مدير نمىتواند همه زمان خود را كنترل كند. او به طور روزمره
مزاحمتهايى دارد و بايد به
در برنامهريزى مديريت رحمانى، كه در سه شعاع تدبير نفس،
تدبير منزل و تدبير حكومت (1). مبانى سازمان
مديريت، ص266. |
|
|367|
سپس به محيط وسازمان تسرى مىيابد. در مديريت رحمانى، از آن به «اغتنام فرصت» «آنان همچنان به راه غلط خود ادامه مىدهند تا زمانى كه مرگ
يكى از ايشان فرا رسد،
بر اساس اين آيه، زمان برگشتناپذير است و كسانى كه از فرصتها استفاده نكردهاند، اميرالمؤمنين(ع) مىفرمايد: «از دست رفتن فرصت، موجب غصه و
پشيمانى است»[2] و اميرالمؤمنين(ع) مىفرمايد: «فرصتها را مغتنم بشماريد كه مانند ابرها مىگذرند».[4]
در مقابل اغتنام فرصت، «تسويف» است؛ يعنى امروز و فردا كردن، كه مانند موريانه،
زمان «تدارك و جبران كن آن مقدارى از عمرت را كه باقى مانده است و
نگو: فردا و پس فردا.
(1). نساء آيه 100. (2). نهجالبلاغه
فيضالاسلام، ص 931. (3). بحارالانوار، ج
78 / 79، از كشف الغمه. (4). نهجالبلاغه
فيضالاسلام، ص 1096. (5). بحارالانوار،
ج73، ص75. |
|
|368|
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «اى اباذر! با اميد به آينده، دچار تسويف نشو؛ زيرا امروز در
اختيار تو است؛ ولى آينده نه.
«شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه وسعت
آن، آسمانها و
حضرت على(ع) مىفرمايد: «خوشا به حال كسى كه، پيش از آنكه اسباب كار از بين برود،
مديريت مطلوب، آن است كه نه تنها فرصتها را از دست نمىدهد، بلكه تهديدها را نيز معروف است كه توزيع وقت، توسيع آن است. امام حسين(ع)
مىفرمايد: «از پدرم در باره برنامه پيامبر(ص) در خانهاش سؤال كردم،
پدرم فرمود كه آن حضرت وارد (1). همان، ج77،
ص75. (2). آل عمران، آيه
135. (3). رر الحكم، ص
207. |
|
|369|
را براى خانواده و قسمتى را براى خود اختصاص مىداد و بخش مربوط به خود را ميان امام صادق(ع) مىفرمايد: «سزاوار است كه مسلمان خردمند، ساعتى را براى عبادت و وظايف
الهى خويش منظور حضرت على(ع) مىفرمايد: «ميان خود و خداى سبحان، بهترين اوقات را براى عبادت و راز و نياز قرار ده».[3]
روايات بالا، فارغ از محتواى آنها به اصل تقسيم وقت، در مديريت زمان اشاره دارند
كه (1). مهجة البيضاء، ج4، ص160. (2). فروع كافى، ج5، ص87. (3). فهرست موضوعى غرر الحكم، ص411. |
