|
|301|
براى جبران زحمتى كه فرد در سازمان متحمل مىشود، در ازاى
وقت و نيرويى كه او در نظام پاداش بايد كار او اثر بخش باشد. به بيان ديگر، تخصيص و
اعطاى پاداش در
(1). سعادت، مديريت
منابع انسانى، ص254 - 265. |
|
|302|
1. پاداشهاى درونى: الف. احساس به انجام رساندن كارى ب. احساس لياقت و شايستگى ج. احساس آزادى عمل و استقلال د. احساس رضايت و آرامش ه. احساس مفيد بودن رو به رشد و
كمال داشتن 2. پاداشهاى بيرونى: الف. دريافت حقوق و دستمزد بيش تر ب. دريافت مزاياى بيش تر ج. ترفيع مقام د. ستايش شدن ه. محيط و شرايط كارى بهتر پاداش در واقع، وسيلهاى است كه با استفاده از آن، سازمان از
كاركنان خود به علت |
|
|303| بحث و بررسى قرار مىگيرند. 1. عضويت در سازمان معمولاً در هر سازمانى، صرفاً به علت عضويت فرد در سازمان،
امتيازهايى براى او در نظر اعطاى پاداش به علت عضويت در سازمان، از دو نظر اهميت دارد:
اولاً اين امر در جذب و 2. حضور در سازمان از آنجا كه ميان غيبت و رضايت از شغل، رابطه معكوس وجود
دارد، نظام پاداش بايد 3. عملكرد دريافت پاداش از سازمان به علت كار و فعاليت، از منطقىترين
اصولى است كه در هر |
|
|304| خواهدداشت. در اينكه بايد رابطهاى بين عملكرد و پاداش وجود داشته
باشد، شكى نيست؛ ولى ايجاد - بايد يك نظام ارزيابى عملكرد
بسيار دقيق، در سازمان وجود داشته باشد تا به وسيله آن - مسؤولان سازمان بايد بتوانند به
درستى تعيين كنند كه چه پاداشى براى چه كسى مهم و - بايد براى كاركنان چگونگى ارتباط
ميان عملكرد بهتر و دريافت پاداش، كاملاً معلوم و - كاركنان بايد به سرپرست خود
اعتماد داشته باشند. وجود چنين اعتمادى لازم است؛ زيرا 4. ارشديت5. تخصص6. دشوارى كار7. قضاوت و تصميم گيرى هر چه انجام كار نياز بيشترى به تصميمگيرى و ابتكار عمل
شاغل داشته باشد، به همان ويژگىهاى نظام پاداش مؤثر گفته شد كه از جمله مهمترين اهداف اعطاى پاداش، جذب و حفظ
نيروها، تشويق كاركنان |
|
|305| نيل به اين اهداف مؤثر است كه ويژگىهاى زير را داشته باشد: 1. اهميت: پاداش بايد براى كارمند،
مهم و با ارزش باشد تا بر عملكرد او تأثير بگذارد. به بنابر اين، كار دشوار در طراحى نظام پاداش، اين است كه اولاً
نظام بايد در حد امكان، 2. انعطاف: بايد بتوان مقدار يا
ميزان پاداش را متناسب با افزايش يا كاهش عملكرد مؤثر، 3. فراوانى (دفعات): اگر پاداشى در
اثر تكرار، اهميت خود را از دست ندهد، هر اندازه كه 4. آشكارى: پاداش بايد در جمع و به
شكل آشكار باشد تا آثار مثبت را در پاداشگيرنده و 5. توزيع منصفانه: پاداش بايد با
پاداش سازمانهاى ديگر، قابل مقايسه باشد و فاصله
برخى مديريت نويسان، بحث پاداش را مستقل از انگيزش و بعضى
مندرج در آن قرار (1). نظريه برابرى،
ص266. |
|
|306|
مطلوب و خوب انجام داد، آن گاه نوبت اعطاى پاداش به او است. در يك جمله، انگيزش، البته پاداش به شكل اجمالى، كه منتظر فرد عملكننده است، خود
عاملى انگيزشى به در يك نظريه، جايگاه انگيزش، در بحث رفتار سازمانى است و
جايگاه پاداش، در مديريت در مديريت رحمانى، نظام پاداش، جايگاه و جدول مناسبى دارد و
مناسبترين آيهاى كه در اين آيه، به دو بخش اشاره مىشود: يكى اينكه در مديريت
خداوند، طبق عمل صالح، در آيهاى ديگر، به نامعلوم وغير منتظره بودن اين پاداشها
اشاره مىشود:
(فلا تعلم در جاى ديگر مىفرمايد: «هركس تقوا پيشه كند، خداوند براى او
راه خروج از تنگناها قرار (1). نساء، آيه 173. (2). سجده، آيه 17. |
|
|307| مىدهد و او را به شكل غيرمنتظره و غيرقابل محاسبه، رزق و پاداش مىدهد».[1]
به هر حال، مخفى و غير قابل محاسبه بودن پاداشها در مديريت رحمانى، به صورت انواع پاداش در مديريت رحمانى پاداشها به دو دسته دنيوى و اخروى و نيز مادى و معنوى تقسيم
مىشوند. به بيان بهتر، 1. پاداشهاى دنيوى الف) دنيوى مادى: غنايم جنگى، عبد
و كنيز (كه در جنگ اسير مىشوند)، پيروزى و فتح، ب) دنيوى معنوى: امدادهاى غيبى،
القاى سكينه و آرامش در دلهاى مؤمنان و 2. پاداشهاى اخروى الف. اخروى مادى: زنان بهشتى،
خوراكىهاى فراوان بهشتى، نوشيدنىها، فضاى روح ب. اخروى معنوى: نگاه كردن به خدا،
كسب رضوان و رضايت الهى، گفت و شنود سالم و مجموعه اين پاداشهاى مادى و معنوىِ دنيوى و اخروى، انسان
مؤمن را به وجد مىآورد (1). طلاق، آيه 3. |
|
|308|
كار در سازمان خويش افزايش مىدهد. اين امور، چيزهايى است كه از يك پاداش خوب مبانى اعطاى پاداش در مديريت رحمانى از آيهاى كه در آغاز اين بحث آورده شد، استفاده مىشود كه
براى پاداش، دو مبناى اصلى پاداش بايد داراى چه ويژگىهايى باشد؟ بنابر آنچه از آيات قرآن، كه بيانگر مديريت رحمانى است،
استفاده مىشود، در پاداش |
|
|309|
1. رضايتبخش بوده و پاداش گيرنده
را راضى كند:
(رضى اللَّه عنهم و
رضوا عنه)
.[1]
2. به عنوان احسان در برابر احسان باشد:
(هل جزاء الاحسان الا
الاحسان)
.[2]
3. تسكينبخش باشد:
(ان صلاتك سكن لهم)
.[3]
4. فراوان باشد:
(انا اعطيناك الكوثر)
.[4]
5. شادىآفرين و اطمينانبخش باشد:
(ما جعله اللَّه
الّا بشرى لكم و لتطمئن
6. بيش از حد انتظار باشد:
(و وهبنا له اسحاق
و يعقوب نافله)
.[6]
7. بر فعاليت مثبت بيفزايد:
(بما انعمت على فلن
اكون ظهيراً للمجرمين)
.[7]
8. مطابق شأن باشد:
(بل انتم بهديتكم
تفرحون)
.[8]
9. خوب و زيبا باشد:
(فله جزاءً الحسنى)
.[9]
10. منصفانه باشد و شائبه تضييع حق در آن نباشد:
(انا لا نضيع اجر
من
طبق آيه مبنايى كه نقل شد، عامل بايد صالح باشد؛ يعنى نيت،
اراده، روحيات و (1). مجادله، آيه 22. (2). الرحمن، آيه 60. (3). توبه، آيه 103. (4). كوثر، آيه 1. (5). آل عمران، آيه
126. (6). انبياء، آيه 72. (7). قصص، آيه 17. (8). نمل، آيه 36. (9). كهف، آيه 88. (10). همان، آيه 30. |
|
|310|
به طور كلى، از ديد قرآن و مديريت رحمانى، عمل صالح مبناى هر
نوع پاداش است. البته در اين خطاب، رسولان موظف به انجام عمل صالح هستند و خداوند
مىفرمايد كه من به 1. عمل بايد به عنوان شكرگزارى
نعمات خدا انجام گيرد:
(اعملوا آل داود
شكراً)
.[1]
2. زيبا (حسن) باشد:
(للذين احسنوا
الحسنى و زيادة)
[2] و
(انا لا نضيع اجر
من 3. رنگ خدايى داشته باشد: (من احسن من اللَّه صبغه) .[4] 4. مرضى خدا باشد: (ان اعمل صالحاً ترضيه) .[5] 5. محكم باشد: (فما استطاعوا ان يظهروه و ما اسطاعوا له نقباً) .[6]
«و ما به داود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم. ما به كوهها و پرندگان گفتيم: اى (1). سبأ، آيه 13. (2). يونس، آيه 26. (3). كهف، آيه 30. (4). بقره، آيه 138. (5). احقاف، آيه 15. (6). كهف، آيه97. |
|
|311| صالح به جا آوريد كه من به آنچه انجام مىدهيد، بينا هستم».[1]
در اين آيات، عمل صالح بر اعمال صنعتى و فنى وغيره اطلاق شده است و بينا بودن خدا «سزاوار نيست كه اهل مدينه و باديه نشينانى كه اطراف آن
هستند، از رسول خدا تخلف
از آيات سوره سبأ، توبه و نيز نساء، كه قبلاً نقل شد، مىتوان اصولى را براى نظام
پاداش 1. هر عملى، چه فنى چه غيرفنى، عمل صالح محسوب مىشود. 2. مقدمات و تلاشهاى لازم براى هر
كارى، مانند خستگى، تشنگى و گرسنگى، نيز 3. خداوند همه تلاشهاى فرعى و
اصلى را به عنوان عمل صالح محاسبه مىكند و آنها 4. خداوند پاداش نيكوكاران و تلاشگران را هرگز ضايع نمىكند. 5. پاداشى كه داده مىشود، بهتر و
بيشتر از ارزش عمل انجام شده و تلاشهاى 6. هر عملى، چه كوچك و چه بزرگ، پاداش خاص خود را دارد. (1). سبأ، آيه 10 - 11. (2). توبه، آيه 120 - 121. |
|
|312|
7. اصطلاح «فى سبيل اللَّه» جهت
عمل را نشان مىدهد و عمل صالح را صادر شده از 8. با توجه به صادق الوعد بودن
خداوند، تحقق پاداشها حتمى است. بر اساس اصول بالا، هر عامل و كارگزارى، در مديريت رحمانى،
با انگيزش بالا به كوشش |
