|
|229|
منظور از تعيين شايستگى، ارزيابى درجه كفايت و لياقت
كاركنان، از لحاظ انجام وظايف، اظهار نظر در باره ارزش كار افراد، از پديدههاى طبيعى
هرگونه فعاليت گروهى است؛ چه چون سرپرستان در سازمانها مسؤوليت اجراى امور واحدهاى
مربوطه را بر عهده دارند، |
|
|230|
در چنين وضعى نمىتوان انتظار داشت كه اين فعاليت مهم پرسنلى، يعنى ارزيابى عمليات
يكى از هدفهاى بسيار مهم و ارزشمند تعيين شايستگى، ايجاد
مبنايى منطقى و در ايالات متحده آمريكا در قراردادهاى كارگرى، براى ترفيع،
معمولاً شرط اساسى آن مىتوان انتقادهايى را كه بر روشهاى مختلف تعيين شايستگى
وارد شده است، بيشتر (1). ستارى، مديريت
منابع انسانى، ص 223. |
|
|231|
ابراز كنند (البته در كشور ما فعلاً اين مسأله از لحاظ اتحاديههاى كارگرى، داراى
اهميت
تعيين شايستگى كاركنان، امكان نقل و انتقالات داخلى را به
منظور گماردن افراد به تعيين شايستگى افراد، اطلاعات مقتضى را در زمينه پيشرفتها
و موانع و مشكلات موضوع بركنارى از خدمت، به ويژه در مؤسسههاى بازرگانى و
صنعتى، هنگام تقليل (1). سعادت، مديريت
منابع انسانى، ص218. |
|
|232|
نظام تعيين شايستگى، راه هرگونه اعمال غرض را بر مسؤولان
مىبندد و هر كارمند، بر
با مشخص شدن نتايج نظام تعيين شايستگى، نقاط ضعف افراد
شناسايى و برنامهريزان با تهيه و اجراى يك طرح تعيين شايستگى مىتوان به طور منظم،
كاركنان را از جنبههاى
براى تعيين شايستگى كاركنان، نظامهاى متعددى معمول است. در
پارهاى از اين نظامها، (1). ستارى، مديريت
منابع انسانى، ص227. (2). همان، ص 229. |
|
|233|
اجبارى) رويدادهاى حساس، تجزيه عمليات و بررسى محلى تلاش مىشود به عوامل
مشاغل مختلف و متنوع هستند و هر يك، ويژگىهاى خاص خود را
دارند. از اين رو، 1. بتوان به آن اعتماد كرد. 2. تفاوتهايى كه از نظر عملكرد،
ميان كاركنان وجود دارد، تشخيص داده، آنها را از 3. متصدى شغل، توانايى تأثير گذارى
بر آن را داشته باشد (شاخصى چون هوش به 4. براى كسانى كه به وسيله آن
ارزيابى مىشوند، پذيرفتنى باشد.[2]
هنگام طراحى نظام عملكرد، بايد مشخص شود كه اين نظام، براى
ارزيابى فعاليتهاى (1). همان، ص 257. (2). سعادت، مديريت
منابع انسانى، ص218. |
|
|234|
شغل طراحى مىشود يا براى ارزيابى نتايجى كه بايد از اين فعاليتها به دست آورد؛
يعنى مزاياى معيار قرار دادن نتيجه فعاليتهاى كاركنانفراهم كردن موجبات تشويق آنان براى رسيدن به اهداف سازمان. معايب آن1. عدم انعكاس وسيله دستيابى به هدف در نظام ارزيابى. 2. عدم انعكاس منابع هدر رفته و ضايعات احتمالى در شغل. 3. متوجه كارمند شدن عوامل عدم
دستيابى به هدف، در حالى كه عوامل خارج از كنترل 4. مشخص نشدن علل عدم موفقيت
كارمند در رسيدن به هدف و عدم امكان كمك به او مزاياى معيار قرار دادن فعاليتهاى كارمند براى ارزيابى عملكرد او1. آگاهى از كم و كيف اعمالى كه براى رسيدن به هدف انجام مىدهد. 2. طراحى برنامه آموزشى سودمند براى بهبود عملكرد كاركنان ضعيف. معايب آن1. متمركز شدن همه تلاش كارمند، در فعاليتهاى مورد ارزيابى. 2. غفلت از اهداف و مقاصد فعاليتهاى كارمند در سازمان. با توجه به مزايا و معايبى كه شرح داده شد، روشن است كه يك
نظام ارزيابى، هنگامى |
|
|235|
مؤثر خواهد بود كه شامل هر دو معيار باشد تا همكاركنان انگيزه پيدا كنند و هم با
كمك به براى جمعبندى مباحث اين بخش، بايد گفت كه نظام ارزيابى
عملكرد كاركنان، ابزارى در
1. ارزيابى سرپرست مستقيم 2. ارزيابى مدير به وسيله زيردستان 3. ارزيابى همقطاران از عملكرد
يكديگر[2]
4. ارزيابى گروهى 5. ارزيابى به كمك خودسنجى هيچ يك از انواع مختلف ارزيابى بالا، نه تنها با يكديگر
تعارض ندارند(مانعة الجمع (1). همان، ص218 -
226. (2). ستارى، مديريت
منابع انسانى، ص224 - 225. |
|
|236| فرد ارائه مىدهد.[1]
ارزيابى مدير مستقيم، داراى آثار مفيد چند جانبهاى است كه
مىتواند مورد توجه قرارگيرد: اول: نوعاً مدير مستقيم، زيردست
خود را با شناخت نصب كرده، از سوابق و خصوصيات او دوم: مىتواند خود را به تغافل
بزند و اگر خطايى را از او ديد، چنين داورى كند كه اين تنها سوم: بالادست در برابر زيردست، حس
انتقام و كينه و رفتار حذفى كمترى دارد و طغيان چهارم: پيامبر اسلام(ص) نيز از
همين شيوه استفاده مىفرمود و خود، به طور مستقيم به البته ارزيابى خداوند از انسان و ارزيابى هر كس از خود،
مؤثرترين نوع ارزيابى است كه آيا نظام تعيين شايستگى يا ارزيابى عملكرد، بر اساس عيب پوشى
است يا عيبجويى؟ (1). سعادت، مديريت
منابع انسانى، ص226. |
|
|237| عيبها را نيز دارد. اما در نظام تعيين شايستگى، با توجه به هدفهاى آن، كه از آن
جمله، بر كنارى است، بايد گفت كه بر اساس نظريه رشد و عدالت، هدف از انتقاد، رشد
افراد است كه لازمه رشد هديه كردن عيبها، مبناى ارزيابى عملكرد در مديريت رحمانى
است كه بيانگر شيوه ملاكهاى ارزيابى عملكرد، براى تعيين شايستگىاين معيارها را مىتوان در چهار دسته، ارائه كرد: 1. همان ملاكهايى كه در ارزشيابى
شغل، در مباحث پيشين بيان شدند، مىتوانند به 2. مجموعه صفات اخلاقى، كه به
عنوان فضايل و رزايل تعريف شدهاند، بودن يا |
|
|238|
ورزى و دروغگويى و فضايلى مانند حسن خلق، ايمان، توكل، نظافت و خوشرويى، 3. همه ملاكهاى گزينش، كه در جاى
خود به بحث گذاشته شدند، در ارزيابى نيز مورد 4. معيارهايى كه بيشتر در دوران
خدمت به كار مىآيند و از سه دسته بالا جدا هستند. هر 1. عدم آرزوگرايى قرآن: «آنان را واگذار تا بخورند و كام جويند و آرزو
سرگرمشان دارد كه به زودى عاقبت را
حضرت على(ع): «اى همام! مؤمن، زيرك و هوشيار است، همواره مىكوشد و به توضيح: داشتن همت بلند و اهداف والا، از صفات حسنه و از
لوازم رشد است؛ ولى (1). حجر، آيه 3. |
|
|239|
كارگزار، با حالتى روانشناسانه بايد بين اين دو صفت، مرزبندى شود. هر كس حق دارد 2. كردار، سپس گفتار قرآن كريم: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چرا چيزى را
مىگوييد كه به آن عمل رسول خدا(ص): «اى على! در گفتار، هيچ خيرى نيست مگر با كردار».[3]
منظور از اين ملاك، مرزبندى و ارزيابى كسانى است كه به وعده و شعار دادن، بيش از 3. اندك شمردن كار نيك (نه بزرگ دانستن كار كوچك) رسول خدا(ص): «هيچ شرى را كوچك مگيريد، هر چند در چشم شما
كوچك بنمايد و
هر كس كار نيك خود را اندك شمارد و آن را به حساب نياورد، همواره به كارهاى نيك (1). صف، آيه 2. (2). بقره، آيه 44. (3). مكارم الاخلاق، ص517. (4). بحارالانوار، ج73، ص355. |
|
|240|
رسول خدا(ص): «يا على! از دو خصلت بپرهيز، بىحوصلگى و
تنبلى، كه چون بىحوصله
«تنبل را سه نشانه است: چندان سستى مىكند تا به افراط مىرسد و چندان افراط
مىكند
قرآن كريم: «چه بسيار پيامبران كه خداگرايان فراوانى همراه
ايشان جنگيدند و چنين بود
«سستى مكنيد و اندوهگين نباشيد كه اگر مؤمن باشيد، برترى با شما است».[4]
حضرت على(ع): «هر كه تسليم سستى و سهل انگارى شود، حق خود و ديگران را
«عاقل بازيگوش راه راست را گم مىكند و سختكوش جدى به آن مىرسد».[6]
اين ملاك و ملاك پيشين، مكمل يكديگرند. تأثير عنصر سستى و تنبلى، در كاهش قرآن كريم: «خدا دوست دارد كسانى كه در راه او مىجنگند، در
يك صف محكم و (1). مكارم الاخلاق،
ص502. (2). تحف العقول،
ص48. (3). آل عمران، آيه
146. (4). همان، آيه 142. (5). نهجالبلاغه،
ج2، ص197. (6). غرر الحكم، ج2،
ص254. |
|
|241| منظمباشند».[1] امام على(ع): «شما را به نظم در امور سفارش مىكنم». 7. تدبير در مقدمات و ارزشيابى نتايجامام على(ع): «بهترين دليل زيادى عقل، حسن تدبير است».[2]
حضرت على(ع): «به پوزشخواهى نيازمند نگشتن، گرانبهاتر از
راستگويى در پوزش
امام على(ع): «آن كس كه خود را به چيز غير مهم مشغول دارد،
مهمتر را از
قرآن كريم: «نيكوكارى آن نيست كه از بام خانهها به آنها در
آييد، بلكه نيكوكار كسى
امام باقر(ع): در تفسير آيه بالا مىفرمايند: «مقصود آن است كه در كارها هر چه
باشد، از
رسول خدا(ص): «كارها همه در گرو وقت خود است».[7]
(1). صف، آيه 4. (2). غرر الحكم، ج2،
ص92. (3). نهجالبلاغه،
ج2، ص134. (4). غرر الحكم،
ص283. (5). بقره، آيه 189. (6). تفسير عياشى،
ج1، ص165. (7). بحارالانوار،
ج77، ص165. |
|
|242| «فرار در هنگام مناسب، پيروزى است».[1]
امام على(ع): «كسى كه ميوه را جز در وقت رسيدن، بچيند، همچون كشاورزى است كه در
رسول خدا(ص): «كسى كه درِ نيكى و خير بر او گشوده شود، بايد
آن را غنيمت شمرد؛ زيرا
حضرت على(ع): «فرصت را درياب تا مايه غصه نگردد».[4]
پيامبر خدا(ص): «اى ابوذر! از تأخير در عمل بپرهيز كه امروز
از آنِ تو است و از فردا خبر
قرآن كريم: «اى مؤمنان! از خدا پروا داريد و هر كس از شما
بنگرد كه براى فردا چه چيز
امام على(ع): «انسان خردمند، امروز مراقب فرداى خويش است و از هم اكنون آن چه در
(1). همان. (2). نهجالبلاغه،
نهجالبلاغه عبده، ج1، ص45. (3). بحارالانوار،
ج77، ص165. (4). نهجالبلاغه،
ص938. (5). مكارم الاخلاق،
ص 540. (6). حشر، آيه 18. (7). نهجالبلاغه،
ج1، ص155. |
|
|243|
اين ملاكها، مربوط به ارزيابى هنگام عمل هستند كه بيشتر در
زمان گزينش، قابل در حقيقت، شفافيت هر چه بيشتر اين ملاكها خود معيارى براى
محك خوردن شيوه نكته درخور توجه اين است كه معيارهاى ياد شده، از قرآن، رسول
خدا(ص) و در مجموع اگر مديرى آيندهنگر باشد و درعين حال، خيال پرداز
و آرزوگرا نباشد، بلكه اهل |
|
|244|
ظرفيت هر پاداش را دارد و هر اندازه، درجه اين صفات بيشتر شود، در حقيقت، اثربخشى تشخيص اين امور، براى ارزيابان خبره، چندان دشوار نيست. يك
نظام قابل اعتماد و |
