|
|203|
به كاركنان براى جبران كارى كه در سازمان انجام مىدهند،
حقوق و دستمزد پرداخت امروزه اين نظريه، در روانشناسى مطرح است كه از ميان
نيازهاى متعدد و متنوع انسان، تفاوت حقوق و دستمزد: منظور از دستمزد، پرداختى است كه
مبناى محاسبه آن، |
|
|204|
تعيين ميزان حقوق يا دستمزدى كه سازمان بايد به كاركنان خود
بپردازد، از مهمترين براى امرار معاش كافى باشد و بتواند نيازهاى اوليه كاركنان
به خوراك، پوشاك، مسكن و ايجاد انگيزه كرده و باعث تشويق كاركنان به همبستگى بهتر
شود. اقتصادى و مؤثر باشد؛ يعنى اولاً با توان مالى سازمان و
ثانياً با توانايىها و مهارتهاى سازمان را قادر سازد كه با سازمانهاى ديگر رقابت كند؛ يعنى
اين نظام حقوق و دستمزد، منطقى باشد و كاركنان، منطقى بودن آن را بپذيرند. منصفانه و عادلانه باشد؛ يعنى اولاً حقوق يا دستمزد، متناسب
با تخصص، مهارت، |
|
|205|
ويژگىهايى كه براى يك نظام پرداخت كارآمد ذكر شد، بيان گر
اين واقعيت است كه در مشخص مىكند كه هر شغل، شامل چه وظايفى است و براى انجام آن،
چه مهارتها، آشكار كننده ماهيت و ويژگىهاى شغل است (وظايف، ابزار مورد
استفاده در آن، ارتباط با ضعيف بودن روحيه كاركنان، مشاجره و بحث در محيط كار، خراب
كارى و اعتصاب و ترك |
|
|206| متناسب با آن، گامى بلند براى رفع اين مشكل است. منظور از ارزشيابى شغل، فرآيندى است كه به وسيله آن، ارزش و
اهميت نسبى مشاغل منطقى است كه بيشترين پرداختها به با ارزشترين مشاغل،
يعنى مشاغلى كه آثار مثبتى كه چنين نظام پرداختى در پى دارد، باعث مىشود كه
به طور كلى سازمان در روشهاى ارزشيابى ارزش نسبى يك شغل، سهمى است كه آن شغل، درتحقق اهداف سازمان
دارد؛ اما از براى ارزشيابى مشاغل، چهار روش اصلى وجود دارد كه عبارتند
از: روش امتيازى، گفتنى است كه پرداختن به روشها از محدوده اين تحقيق خارج
است. براى آشنايى با |
|
|207|
از آنجا كه بررسى نرخ رايج حقوق يا دستمزدهايى كه به مشاغل
پرداخت مىشود، همچنين در صورت رقابت در صنعت، براى جذب و استخدام نيروهاى
متخصص، طبيعتاً با ارزيابى عملكرد گروه، پايه شغلى كاركنان، به درستى مشخص
شده و متناسب با آن، در ساليان اخير، روند تنظيم قوانين و مقررات، در جهت كاهش
تفاوت پرداخت ميان تراكم نرخها باعث مىشود كه تفاضل پرداخت ميان مشاغل از بين
برود. در واقع، حركت |
|
|208| نيز پويايى سازمان، اثر منفى خواهد گذاشت. غير از قوانين و مقررات دولتى، در كشورهاى صنعتى، قدرت و
نفوذ اتحاديههاى كارگرى ديگرعامل مؤثر درتراكم نرخها، رقابت ميان سازمانها براى
جذب نيروهاى ماهر يا ايجاد توازن منطقى با تعديل و ترميم مستمر نرخهاى پرداخت اختصاص سهميه بيشتر به كارمندان و كاركنان با سابقه و با
ارزش، در هر بار خوددارى از استخدام كاركنانى كه حقوقهاى بسيار بالايى را درخواست مىكنند. طراحى نظام حقوق و دستمزد، به گونهاى كه تفاوتهاى اوليه
ميان نرخهاى پرداخت به 8. بررسى قوانين و مقررات درون سازمانى بايد معلوم باشد كه افزايش حقوق يا دستمزد، تا چه اندازه به
طول خدمت فرد در سازمان |
|
|209|
تحت چه شرايطى ضرورى است كه شغل خاصى دوباره طبقهبندى گردد و در گروهى ارشديت يا شايستگى؟ سازمانها معمولاً شايستگى و اتحاديهها معمولاً
ارشديت(سنوات خدمت) را اصل مهم در به نظر مىرسد بهترين راه رفع اين مشكل، دعوت از كارشناسان
اتحاديه، براى مشاركت 9. بررسى قوانين و مقررات دولتى حاكم بر پرداخت نظام پرداخت در سازمان بايد با توجه به قوانين و مقرراتى كه
دولت و ديگر مراجع داراى تعيين حقوق پايهدر اينجا پرسشهايى مطرح است: آيا مىخواهيم پرداختها در حد متوسط در صنعت، يا بالاتر يا پايينتر باشد؟ آيا مىخواهيم در هر گروه شغلى، تنها يك نرخ وجود داشته باشد
يا مىخواهيم مشاغل |
|
|210|
درداخل هر گروه، بنا بر ويژگى و ضوابط ميان حداقل و حداكثر نرخ پرداختى، مىخواهيم چه مشاغلى را بر اساس چه ويژگىهايى، در چه گروههاى شغلى قرار دهيم؟ آيا مىخواهيم تفاوت نرخ پرداخت ميان گروههاى شغلى و تفاوت
پرداخت ميان مراتب ارزشيابى (قيمتگذارى) مشاغل مديريتى و حرفهاى تعيين ميزان پرداخت به مديران و كاركنان حرفهاى، مانند
مهندسان، پزشكان يا از آنجا كه اين مشاغل با مشاغل كارمندى و كارگرى، تفاوت
اصولى دارند، ارزشيابى
(1). سعادت، مديريت
منابع انسانى، ص271 - 301.(تلخيص شده) |
|
|211|
نظريات فوق، با وجود طولانى بودن، طرح شدند تا با اهميت و پيچيدگى تنظيم نظام نظريههاى حقوق و دستمزد تعيين و تشخيص نرخ عادلانه حقوق و دستمزد، براى انجام دادن
كارهاى مشخص و مسأله اين است كه وقتى به يك كارگر، در برابر هشت ساعت كار و
انجام وظيفه معين، |
|
|212|
طبق اين نظريه، براى كار افراد نيز مانند كالاها و اجناس و
خدمات مىتوان قيمتى به همين ترتيب، دستمزد يا قيمت كار افراد نيز از لحاظ
اقتصادى، تابع تجزيه و تحليل بنابر اين نظريه، قدرت پرداخت و وضع مالى مؤسسه، در تعيين
نرخ دستمزد مؤثر است. |
|
|213|
خود، براى افزايش نرخ دستمزد و اضافه حقوق مطرح مىسازند. در مقابل، كارفرمايان 3. نظريه كارآيى بر اساس اين نظريه، كارآيى سطح دستمزدهاى يك مؤسسه، به نسبت
افزايش كارآيى 4. نظريه هزينه زندگى هزينه زندگى، يكى ديگر از عوامل مهمى است كه در تعيين ميزان
حقوق و نرخ و
با نظريات گوناگون در پاسخ به پرسشهاى اساسى حقوق و دستمزد
و اشكالات وارد بر اين پاسخ، مردد بين دو محور كار و معيشت (نياز) است. اين
ترديد، ناشى از دلالت ادله و (1). ستارى، مديريت
منابع انسانى، ص170 - 181. |
|
|214| مؤيدات موجود در نصوص مديريتى اسلام است. الف. ادله دلالت كننده بر اينكه
پرداخت حقوق و دستمزد، بر محور تأمين معيشت است 1. آيه معيشت: «آيا آنان رحمت
پروردگار را تقسيم مىكنند؟ ما معيشت آنان را در حيات
اين آيه از مبانى مشروعيت اجاره، به عنوان يكى از معايش بندگان است. و 2. رسول خدا(ص) مىفرمايد:
«من ولىّ لنا شيئاً
فلم يكن له امرئة يتزوج و من لم يكن له مسكن فليتخذ مسكنا و من وجه استدلال: هزينههاى تشكيل زندگى و اداره آن و تأمين مسكن
و استخدام خادم، 3. از رسول خدا(ص) نقل شده است:
«كل شىء فضل عن ظل
بيت و حلق خبز وثوب يوارى عورة الرجل و الماء، لم يكن لابن (1). زخرف، آيه 32. (2). وسايل الشيعه، ج
13، ص 247، ح 4. |
|
|215|
آدم فيه حق»
؛[1] يعنى آدميزاد بيشتر از سايه خانهاى
و خشكنانى و جامهاى كه عورت او استدلال: طبق اين روايت، عواملى همچون مسكن، نان، آب و
پوشاك، حقوق يك انسان 4. اميرالمؤمنين(ع) به مالك اشتر مىفرمايد:
«ثم اسبغ عليهم
الارزاق فان ذلك قوة لهم على استصلاح انفسهم و غنى لهم عن تناول استدلال: «اسباغ» به معناى اتمام و ايساع (تمام كردن و توسعه
دادن) است. اين واژه در
بر اين اساس، اميرالمؤمنين(ع) دستور مىدهد كه حقوق كاركنان بايد وسيع، كامل،
فراگير از سوى ديگر، تعليل سه گانهاى كه در ذيل اين فرمايش آمده
است (فان ذلك...)، متناسب (1). كنزل العمال، ج3، ص194، ح6526. (2). نهجالبلاغه، نامه 53، فراز74. (3). تفسيرالميزان، ج21، ص229. |
|
|216|
در همين نامه، حضرت در باره حقوق قاضى، بر برآورده شدن نياز او تأكيد مىكند: «در «فرماندهان لشكر تو بايد كسانى باشند كه در كمك به سپاهيان،
بيش از همه مواسات
5. از مؤيدات اين نظريه، مطلبى است كه دكتر عيسى عبده، در كتاب النظم
المالية فى ب) ادله دلالت كننده بر محوريت كار در پرداخت حقوق و دستمزد: 1. «شعيب گفت: من مىخواهم يكى از
دو دخترم را به همسرى تو درآورم، به اين شرط
استدلال: حضرت شعيب، حضرت موسى را اجير مىكند تا هشت يا ده سال براى او كار (1). همان، فراز 69. (2). همان، فراز 56. (3). قصص، آيه27. |
|
|217| (بدون لحاظ معيشت). 2. از رسول خدا(ص) نقل شده است:
«اذا استأجر احدكم
اجيراً فليعلمه اجره»
؛ هر كدام از
استدلال: در اين روايت، اجر و حقوق، در مقابل كار آمده است؛ زيرا حقوق تأمين كننده 3. امام صادق از پدرانش(ع) در حديث
مناهى مىفرمايد:
«نهى رسول الله(ص)
ان استدلال: آن چه از اين روايت متبادر است، قرار گرفتن اجرت در مقابل كار است. 4. در حديث معروفى از سيره امام
رضا(ع) نقل شده است كه كارگزاران آن حضرت، چند
«انى قد نهيتم عن
مثل هذا غير مرّة ان يعمل معهم احد(اجير) حتى يقاطعوه على اجرته و دلالت اين حديث، بر تقابل كار و دستمزد واضح است. (1). كنزل العمال، ج3، ص586، ح8027. (2). وسائل الشيعه، ج6، ص245، ح3. (3). همان. |
|
|218|
از ميان اين دو ديدگاه، فقهاى ما ديدگاه دوم را پذيرفتهاند. با رجوع به كتاب
الاجاره، در «الثانى ان تكون الاجرة معلومة بالوزن او الكيل»؛[1]
شرط دوم اين است كه اجرت معلوم آن چه از اين معلوميت، در ذهن فقها مرتكز بوده است، چيزى غير
از حدى است كه تأمين صاحب شرائعالاسلام علت اين معلوميت اجرت را منتفى شدن غرر و
جهالت مىداند ؛ زيرا ج) نظريه تفصيل بين شخصيت حقيقى و حقوقى ما به نظريه سومى معتقد هستيم كه تفصيل بين اشخاص حقيقى و حقوقى است. در بحث استخدام اجير، اجاره كننده همواره يك شخص حقيقى فرض
شده است كه يك بيشتر ادله و مؤيدات ارائه شده در دفاع از معيشتمحورى حقوق
و دستمزد، از رسول (1). شرائع الاسلام،
ج2، ص141؛ جواهر الكلام، ج27، ص219. (2). تحرير الوسيله،
ج1، ص586. |
|
|219|
بودهاند و با توجه به جايگاه حكومتى خود، به معيشتمحورى در حقوق و دستمزد، بر اين اساس، قول به تفصيل در مسأله، به حق نزديكتر به نظر
مىرسد و آن اينكه در اين نظريه، غير از همسو بودن با سخنان رسول خدا(ص) و
اميرالمؤمنين(ع) به عنوان واضح است كه معيشتمحورى مورد نظر، در باره كاركنانى است كه
به استخدام دائم دولت افراد جامعه به سه گروه تقسيم مىشوند: الف. گروهى كه به علت داشتن برترى
فكرى و انرژى عملى مىتوانند سطح زندگى خود را ب. گروهى كه مىتوانند كار كنند؛
ولى حاصل كارشان تنها در حدود برآوردن نيازهاى اوليه |
|
|220|
ج. گروهى كه به علت ضعف جسمى يا
نقص عقلى يا عوامل ديگرى كه انسان را از فعاليت در گروه الف، نيازمندى، نقشى در توزيع ثروت ندارد، بلكه كار
است كه مبناى اين گروه از در گروه ج، توزيع ثروت، تنها بر اساس نياز است. افراد اين
گروه، به ميزانى از توزيع
محور بحث ما گروه ب است. طبق اين تقسيمبندى، گروه ب از حقوق و دستمزد و به مؤيد ديگر، فرمايش امام خمينى است: «داشتن خانه مسكونى،
خادم، مركب سوارى مورد
وجه تأييد: هر چند اين بحث، در باره توزيع زكات است و بحث ما در باره حقوق و (1). اقتصادنا، ج1،
ص423. (2). تحرير الوسيله،
ج1، ص338. |
|
|221| محسوب مىشود، بايد با زكات يا حقوق، اين نياز برطرف شود. نقش كار در نظام معيشتمحورى حقوق و دستمزد هنگامى كه ما پرداخت حقوق را بر محور معيشت قرار مىدهيم،
قاعدتاً اين پرداخت به صاحب كتاب ولايت فقيه مىگويد: سزاوار است كه حقوق و مزايا
بر اساس كار خوب و مفيد
اين گفتار، مطابق با ملاكاتى است كه در ارزشيابى كار، در نظريه مديريت اسلامى ملاك تأمين معيشت چيست؟ آن گونه كه از ادله معيشتمحورى مشخص شد، بر آورده شدن نياز
و در نتيجه، بىنيازى تشخيص نياز و برطرف شدن آن، بر عهده عرف است و معيار آن، شأن
فرد است. (1). حسينعلى منتظرى، ولايت فقيه. |
|
|222|
آنچه تا كنون بيان شد، در باره حقوق پايه و حداقل دستمزد بود. اكنون پرسش ديگرى 1. استعدادها و توانها تفاوت دارند: (هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون) .[1] 2. ارزش انسان به عمل و تلاش او است: (ليس للانسان الّا ما سعى) .[2] 3. تلاشهاى انسان گوناگون است: (ان سعيكم لشتى) .[3] 4. خبره و غيرخبره در كار، مساوى نيستند: (ما يستوى الاعمى و البصير) .[4] 5. عملكردها درجات گوناگونى دارند: (لكل درجات مما عملوا...هم درجات عندالله) .[5]
6. آن چه در خلقت وجود دارد، تفاوت است نه تبعيض:
(انظر كيف فضلنا
بعضهم
تبعيض آن است كه در شرايط مساوى و استحقاقهاى همسان، بين افراد فرق گذاشته
براى ارزشيابى يك شغل بايد به عوامل تشكيل دهنده آن توجه
كرد كه عبارتند از:
1. عناصر مهارت: الف) معلومات ب) تجربه ج) ابتكار (1). زمر، آيه16. (2). نجم، آيه 39. (3). ليل، آيه 4. (4). فاطر، آيه 19. (5). انعام، آيه132؛
آل عمران آيه 163. (6). اسراء، آيه 21. (7). عدل الهى،
ص114. (8). ستارى، مديريت
منابع انسانى، ص 205. |
|
|223|
2. عناصر مسؤوليت: الف) وسايل يا روش ب) مواد يا محصول ج) ايمنى ديگران د)
سرپرستى 3. عناصر فعاليت: الف) يدى ب) فكرى يا بصرى 4. عناصر شرايط شغل: الف) شرايط كار ب) خطرات و حوادث هر شغلى كه عوامل و عناصر فوق، نقش و تأثير افزونترى در
انجام دادن بهينه آن دارند، همه اين عوامل و عناصر، در بالاترين درجه خود، در طرح سدسازى
ذوالقرنين به «ذوالقرنين همچنان ادامه داد تا به ميان دو كوه رسيد و در
كنار آن دو كوه، قومى را يافت
(1). كهف، آيه 92 -
98. |
|
|224|
طبق اين آيات، آن قوم براى چنين طرح ارزشمندى به دست يك انسان دانا و توانا، قاعدتاً دستمزد چنين اجراى طرحى، بسيار بالا است، بسيار
بالاتر از دستمزد كسانى كه - دستمزد و حقالزحمه ويژه و
بالا، براى نخبگان فنى و مديريتى لازم است و باعث - تفاضل حقوق، مصداقى از تفاوت است
نه تبعيض و تراكم نرخها مصداق عدم عدالت و - شايستگى، كارآيى و توانايى،
معيار مهمترى براى افزايش دستمزدها هستند. طول در پايان براى تكميل بحث، به بيان قاعدهاى شرعى، كه توجيه
كننده حقوق و دستمزد قاعده «الاجارة احد معايش العباد» (اجاره يكى از راههاى كسب معيشت انسانها): اين قاعده را از قواعد فقهيه دانستهاند.[1]
از آنجا كه قاعده فقهيه، قاعدهاى كلى و قابل (1). سيد محمد حسن
بجنوردى، القواعد الفقهيه، ج7، ص57 - 58. |
|
|225|
براى مجموعه مباحث گزينش قرار گيرد. از اين رو، پيش از پاسخ به پرسشهاى طرح ادله مشروعيت اجاره (استخدام)1. قرآن الف.
(انى اريد ان انكحك
احدى ابنتىهاتين على ان تأجرنى ثمانى حجج فان اتممت
ب.
(و قالت احداهما يا
ابت استأجره ان خير من استأجرت القوى الامين)
[2] (يكى از آن ج.
(لو شئت لاتخذت عليه
اجراً)
[3] (اگر مىخواستى، براى اين كار، مزدى د.
(نحن قسمنا بينهم
معيشتهم فى الحياة الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض ليتخذ بعضهم آيه فوق را سيد مرتضى در كتاب محكم و متشابه، به نقل از
تفسير نعمانى به اسنادش از خداوند طبق اين آيه، به ما پيام داده است كه اجاره، يكى از معايش
خلق است؛ زيرا او با
حكمت خود، بين همتها و ارادهها و ديگر حالات مردم تفاوت ايجاد فرمود و اين تفاوت را پايهاى براى تأمين زندگى مردم قرار داد. بر اين اساس، هر انسانى مىتواند انسانى ديگر را (1). قصص، آيه 27 - 28. (2). همان، 26. (3). كهف، آيه 77. (4). زخرف، آيه 32. |
|
|226| براى كارى كه خود نمىداند يا نمىتواند، به استخدام درآورد.[1]
2. اخبار و روايات الف. امام صادق(ع) در روايتى
طولانى، كه على بن شعبه از ايشان در تحف العقول نقل ب. روايتى كه از اميرالمؤمنين(ع) از رساله محكم و متشابه سيد مرتضى نقل شد. 3. اجماعالف. اجماع قولى: اتفاق همه فقها بر مشروعيت اجاره، مسلم و بدون ترديد است. ب. اجماع عملى: اتفاق همه متدينان
از همه فرق اسلامى، بر استخدام اجير، براى برآورده 4. ضرورت مرحوم بجنوردى مىفرمايد: «بعيد نيست كه ادعا شود ثبوت و
مشروعيت اجاره و لزوم
نكته: اجاره گاهى اجاره انسان و نيروى كار او است و گاهى اجاره اموال
منقول و غيرمنقول (1). سيد مرتضى، محكم و متشابه، ص59؛ وسايل الشيعه، ج13، ص144. (2). وسايل الشيعه، ج13، ص242؛ تحف العقول، ص333. (3). القواعد الفقهيه، ج7، ص58. |
