|
|175|
پس از تعيين كم و كيف نيازهاى پرسنلى، در مرحله برنامهريزى
نيروى انسانى، با تجزيه و هدف اصلى از فعاليتهايى كه طى مراحل مختلف، در فرآيند
انتخاب انجام مىگيرد، در دنياى امروز، براى انتخاب، روشها و مراحل گوناگونى
پيشنهاد مىشود: 1. پذيرفتن متقاضى: در اين مرحله،
با يك نگاه مىتوان مشخص كرد كه آيا متقاضى، |
|
|176|
2. مصاحبه مقدماتى: هدف از آن،
مطالعه و بررسى بيشتر در باره تطبيق ويژگىهاى 3. فرم درخواست شغل (كه اطلاعات
اساسى لازم را در اختيار قرار مىدهد): الف. اطلاعات لازم در باره متقاضى
براى مصاحبه استخدامى ب. سوابق كار متقاضى، براى ضبط در
پرونده 4. تعيين صحت و سقم مندرجات فرم درخواست
شغل، كه از طريق مراجعه به منابع زير الف. كارفرمايان قبلى ب. محلهاى تحصيل ج. معرفان خصوصى 5. آزمونهاى استخدامى: گرچه
بهترين راه آزمايش و تعيين نيروى كار و شايستگى 6. مصاحبه استخدامى: هدف از آن،
جمعآورى، تجزيه و تركيب و طبقهبندى همه الف. ارزيابى و مقايسه ويژگىها و
سوابق متقاضى با شرايط شغل ب. آشنا ساختن متقاضى با سازمان،
نوع كار و چگونگى انجام آن، به ترتيبى كه بتواند ج. ايجاد تفاهم، اطمينان و حسن نيت
بين مؤسسه و متقاضى مصاحبه كننده بايد در باره ويژگىهاى زير، دقت به خرج دهد: الف. ويژگىهاى اخلاقى: منظور
صفاتى چون قابليت اعتماد، صداقت، پشتكار و |
|
|177|
ب. رشد فكرى: رشد فكرى افراد با
ميزان هوش و ظرفيت عقلانى آنان مرتبط است و 1. قدرت حافظه 2. سلاست بيان 3. مهارت در محاسبات رياضى 4. ظرفيت استدلال 5. بصيرت 6. ظرفيت درك و تشخيص ج. شايستگى جسمانى: اين ويژگى، در
زندگى و كار افراد، نقش مهمى را ايفا مىكند. انجام د. توانايى فنى: اين ويژگى، به فرد
امكان مىدهد روابط اجسام را در بُعد سوم تجسم كند ه. اجتماعى بودن: منظور از اين
ويژگى، دو چيز است: توانايى جوشش با مردم و تحت و. علايق. ز. حالات طبيعى افراد (هر شغلى
حالات طبيعى و عاطفى خاص خود را مىطلبد). 7. تحقيقات محلى: هدف از تحقيقات
محلى، دستيابى به اطمينان از صدق گفتار 8. معرفى نامه. |
|
|178|
9. آزمايشهاى بهدارى.[1]
«اينك به سوى فرعون برو كه او طغيان كرده است. موسى گفت:
پروردگارا! سينهام را
از اين آيات محكمات، چندين اصل گزينشى در مديريت رحمانى كشف مىشود: 1. اصل آزمايش (بارها تو را
آزموديم). 2. اصل توجه به سوابق: خداوند كه
تصميم به گزينش حضرت موسى براى مقام رسالت (1). حسن ستارى،
مديريت منابع انسانى، ص109 - 145(تلخيص شده). (2). طه، آيه 24 -
43. |
|
|179|
3. اصل عضوسازى (كادر سازى): كلمه
«اصطناع» به معناى ساختن، دو بار در اين آيات به يكى از شيوههاى اصيل، امتحان (ابتلا و فتنه) است كه اصلى
ثابت در گزينش رسولان به «به ياد آوريد هنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسايل
گوناگون آزمود و او بهخوبى از
«داود دانست كه ما او را آزمودهايم. از اين رو، ازپروردگارش طلب آمرزش كرد و به
سجده
گاهى امتحان خداوند، براى گزينش لشكريان مجاهد خود است: «هنگامى كه طالوت را به فرماندهى لشكر بنىاسرائيل منصوب
كرديم، او سپاهيان را با
ابوبصير از امام باقر(ع) نقل مىكند كه «از آن آب نوشيدند مگر 313 مرد كه بعضى يك (1). بقره، آيه 124. (2). ص،آيه 24 - 26. (3). بقره، آيه 249. |
|
|180| با صابران است». جمعبندى اصل آزمايش، براى گزينش پيامبر اولوالعزم (ابراهيم) و پيامبر
غير اولوالعزم (داود) و مواد امتحانى علامه طباطبايى در تفسير آيه 124 سوره بقره مىفرمايد:
«كلمات در اين آيه، امورى علامه طباطبايى آزمون حضرت داود را آزمون تنبيه و تسديد
مىداند كه در حقيقت،
در همين زمينه، در سيره نبوى به آزمايشها اهميت داده مىشد. زمانى در يكى از در سيره مديريتى علوى نيز بر اين شيوه، سفارش و تأكيد مىشد: «در كارهاى كارگزارانت بنگر و آنان را با آزمايش و امتحان به
كار بگمار و از روى ميل و (1). تفسيرالميزان،
ج17، ص193 - 194. (2). اسد الغابه،
ج2، ص454. |
|
|181| خيانت است».[1]
«سپس در انتخاب اين منشيان، هرگز به فراست و خوشبينى و خوشگمانى خود، تكيه
پرسش مهمى كه در گزينش مطرح است، اين است كه آيا ملاك، حال
كنونى فرد است يا آنچه از آيات قبل به دست مىآيد، اهميت توجه به گذشته فرد،
در زمان گزينش است و 1. در منصبهاى اصلى و كليدى
(همانند امامت و وزارت) ارزيابى دقيق سوابق فرد، داراى 2. در منصبهاى عادى و غير كليدى،
ملاك، حال كنونى فرد است، هر چند در صورت «كسانى كه پيش از پيروزى، انفاق كردند و جنگيدند، با كسانى
كه پس از پيروزى، انفاق
اين آيه، خوشسابقگى (پيش از فتح) را مايه بلندمقامى مىداند؛ ولى حال كنونى و
نيكوى (1). نهجالبلاغه،
نامه 53. (2). همان. (3). حديد، آيه 10. |
|
|182|
پس از فتح نيز با وعده نيك خداوندى همراه بوده، مورد تأييد است. البته سابقه خوب، ابوسعيد خدرى مىگويد كه با رسول خدا(ص) در حديبيه در منزل
مسفان بوديم. رسول
از ديگر مؤيدات (در باره توجه به سوابق) سخنان اميرالمؤمنين(ع) «بدترين وزرا كسانى هستند كه وزير زمامداران بد و اشرار پيش
از تو بودهاند. كسى كه با
«سپس روابط خود را با افراد با شخصيت و اصيل و خاندانهاى صالح و خوشسابقه
«از ميان آنان افرادى را كه با تجربهتر و پاكتر و پيشگامتر در اسلامند،
برگزين؛
(1). تفسير الميزان،
تفسير آيه 10، حديد. (2). نهجالبلاغه،
نامه 53. (3). همان. (4). همان. |
|
|183|
بنابراين، توجه به سوابق افراد، ملاك مهمى در گزينش اداره اسلامى است. اين توجه، نكته: پيامبر اكرم(ص) پس از فتح
مكه، به امثال ابوسفيان، عمروعاص و وحشىحبشى با اولاً، شرايط زمان رسول خدا(ص)
شرايط تأليف قلوب و جذب و افزايش تعداد مسلمانان ثانياً، رسول خدا(ص) منصبهاى غير
كليدى را به آنان واگذار فرمود و در منصبهاى پرسش ديگر اينكه آيا در گزينش، تجربه افراد مهم است يا توانايى و استعداد كارى آنان؟ اين پرسش با پرسش قبلى تفاوت دارد. پرسش قبلى در باره سوابق
خانوادگى، اجتماعى، در پاسخ به اين پرسش، يك نظريه جديد قائل است كه معمولاً يكى
از شرايط احراز شغل، (1). بحارالانوار،
ج72، ص361. |
|
|184|
متقاضيان شغل، مثلاً دانشجويانى كه به تازگى فارغالتحصيل شدهاند يا كسانى كه به
نظريه ديگر اينكه سازمانها در بخش خصوصى، تمايل چندانى به استخدام افراد ميان
اين دو نظريه نوين، در مقابل هم هستند، هر چند هر دو در مقدمه اين فصل، در يك آنچه از مديريت رحمانى به دست مىآيد، اين است كه اصل،
توانايى و شايستگى است و (1). حسن ستارى،
مديريت منابع انسانى، ص123. (2). همان، ص122. |
|
|185|
نصبها دانايى و توانايى اين افراد است. خداوند طالوت را با علم و جسم و دانايى و
پيامبر(ص) در توجيه نصب اسامه مىفرمايد: «گويا فرماندهى اسامه بر گروهى از شما
ولى اين بدان معنا نيست كه مديريت رحمانى و نبوى و علوى جوانگرا هستند، نه
در باره آزمونهاى گزينش، كه اصل و ضرورت آن بر اساس مديريت
رحمانى و نبوى و (1). تراتيب
الاداريه، ج2، ص231. (2). طبقات ابنسعد،
ج2، ص195. (3). نهجالبلاغه،
نامه 53. |
|
|186|
از چه روشهايى در اين آزمونها بايد بهره گرفت؟ زمان اين آزمون، چه وقت است، پيش پاسخ اجمالى: بعضى افراد در اثر
فشار اقتصادى و براى فرار از بيكارى يا در اثر سفارش
«يتيمان را چون به حد بلوغ رسيدند، بيازماييد، اگر در آنان
رشد كافى يافتيد، اموالشان را «رشد» در اصطلاحات عرف و معمولى ما يك كيفيت جسمى و يك وصف
اندام است. (1). بقره، آيه 214. |
|
|187|
مىگويند: كودك پس از بلوغ جسمى بايد بلوغ روحى نيز پيدا كند تا ثروت را در
اختيارش مقصود از رشد و بلوغ روحى، شايستگى و قدرت تشخيص، درك سود و
زيان و لياقت اداره
بلوغ نكاح، مقتضى استقلال در تصرف يتيم است در مال خودش و رشد، شرط نفوذ تصرف بحث رشد، در ذيل نظريه رشد استاد شهيد مطهرى، مطرح شده است. در مديريت رحمانى اهداف ديگرى نيز براى آزمايش ذكر شده است: «آيا چنين پنداشتيد كه تنها با ادعاى ايمان وارد بهشت خواهيد
شد، در حالى كه خداوند
«آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: ايمان آورديم، به حال خود رها مىشوند و
«ما همه شما را قطعاً مىآزماييم تا معلوم شود كه مجاهدان واقعى و صابران از ميان
شما
(1). مديريت و رهبرى،
ص209. (2). تفسير الميزان،
ج4، ص173. (3). آل عمران، آيه
142. (4). عنكبوت، آيه 2 و
3. (5). محمد، آيه 31. |
|
|188|
از مجموع اين آيات و نظاير آنها به دست مىآيد كه مشخص شدن درجه رشد، صبر، گزينش زنان[1] استخدام افراد بر اساس جنسيت آنان قانونى نيست. تنها استثنا
هنگامى است كه بتوان اغلب مشاهده مىشود كه سازمانها از استخدام زنانى كه داراى
كودكان شيرخوار يا (1). مديريت منابع انسانى، اسفنديار سعادت، ص121. |
|
|189|
بديهى است كه تجرد و تأهل و پرسش در باره آن، به خودى خود
قانونى نيست؛ ولى مسأله گزينش و اشتغال زنان، از حوزههاى مشاركت سياسى زنان
محسوب مىشود. البته در هر دو دسته فقه، عدم صلاحيت زنان براى تصدى مناصبى چون
قضاوت، امامت، آنچه باعث شده كه على رغم ضعف ادله، فقه شيعه به سوى عدم
جواز قضاوت براى زنان اما در فضاى نظام نوپاى اسلامى، كه همه مناصب حكومتى، از
جمله قضاوت، وجههاى |
|
|190|
به بيان ديگر، در نظامهاى غيراسلامى، بحث از شرايط قاضى، داعى نداشت و حداكثر بر پس از انقلاب، كه اين شرايط، مانند بسيارى از امور، به چالش
جدى فقهى كشيده گزينش زنان از ديدگاه قرآن و سنت1. در مناصب ولايى (كليدى) خداى رحمان در گزينش پيامبران، مرد بودن را اصل و محور قرار
داده و از اين محدوده مؤيد اين مطلب، تاريخ زندگى پيامبران و شهادت بزرگان و اركان
همه اديان است. در (1). انبياء، آيه 7. |
|
|191| در مديريت رحمانى، به زنان نيز توجه و التفات شده و مورد الهام قرار گرفتهاند: «به ياد آوريد هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! خدا تو
را برگزيده و پاك ساخته و بر
«ما به مادر موسى الهام كرديم كه او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را
در دريا
بر اساس اين آيات، مادر حضرت عيسى زنى برگزيده و سيده (الگو و بانوى زنان) و مادر در اعتقادات شيعى، حضرت فاطمه زهرا(س) از زبان رسول خدا(ص)
الگوى زنان عالميان از مجموع آيات و نكات گفته شده، اصل مرد بودن در مناصبى
همچون نبوت و امامت، در اين نگرش، امرى غريب و بىپايه نيست، بلكه در چهارچوب
گزينشهاى خداوندى قرار (1). همان، آيه 42 و
43. (2). قصص، آيه 7. |
|
|192| اين شيوه مديريتى و گزينشى خداوند باشد. مسأله اشتراط مرد بودن در قضاوت، مرجعيت، امامت و حكومت، در
طول تاريخ فقاهت در آراى فقهاى عامه، آن گونه كه در كتاب الفقه الاسلامى و
ادلته آمده است، مرد بودن مشاهده مىشود كه از ميان مناصب ولايى، مهمترين اختلاف، در
قضاوت است كه در اما پس از انقلاب، در ميان صاحبنظرانى غير از مراجع و فقهاى
برجسته و متأثر از فضاى |
|
|193|
در محافل گوناگون به اندازه كافى مطرح شده است و تقريرات انبوهى از آن وجود دارد،
ما آنچه در چهارچوب اين تحقيق، مهم است، نگرش مديريتى و
گزينشى، آن هم از ديدگاه تاكنون از مديريت رحمانى به دست آورديم كه مردمحورى در گزينش
انبيا و ائمه وجود اين گزينش مرد سالارانه، مؤيد به سيره عقلا نيز هست. در اين
سيره، تعداد زنانى كه در در سيره نبوى و علوى، در بعد مديريتى و گزينشى، اين
مردسالارى در مناصب ولايى در حكومت اين دو معصوم، واليان، وزيران، قاضيان و نظاميان
ارشد، از مردان بودند. اين 2. گزينش زنان در مناصب عادى (غيرولايى) در مديريت رحمانى، زنان اجازه اشتغال در خارج از خانه را
دارند و مىتوانند به قصد «هنگامى كه موسى به چاه آب مدين رسيد، گروهى از مردم را ديد
كه چهار پايان خود را |
|
|194|
سيراب مىكنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه
نزديك
«مادر موسى به خواهر او گفت: در هر وضع و حال، او را پىگيرى كن. او نيز از دور،
ماجرا
طبق اين آيات، دختران شعيب پيامبر به سقايت گوسفندان (و احتمالاً چرادادن آنها)
در (1). قصص، آيه 3 - 7. (2). همان، آيه 11 -
12. |
|
|195|
به حضرت موسى پيشنهاد دهند كه نزد پدرشان بيايد تا مزد بگيرد. بنابر تفسير، هنگام اين آيات، الگويى مناسب از حضور اجتماعى زنان، همراه با
اشتغال و وقار را نشان «مردان نصيبى از آنچه كسب مىكنند، دارند و زنان نيز نصيبى
از آنچه
اين آيه كه به قول استاد شهيد مطهرى استقلال اقتصادى زن را اثبات مىكند همان
علامه طباطبايى مراد از «اكتساب» در اين آيه را نوعى حيازت و اختصاص مىداند كه
با اين تفسير، اكتساب زنان در هر حرفه و صنعتى و هر شغل ادارى و اجتماعى، مشروع و به نظر مىرسد كه آيات ياد شده، براى اثبات مشروعيت اشتغال،
كافى باشد. البته اين (1). نساء، آيه 34. (2). نظام حقوق زن در
اسلام، ص256. (3). تفسير الميزان،
ج5، ص337. |
|
|196| مسأله كه اذن همسر در اينجا چه نقشى دارد، در مبحث حقوق و دستمزد بررسى خواهدشد. از منظر بحث گزينش، قاعدتاً وقتى حضور و اشتغال مشروع باشد،
گزينش آنان نيز 1. حضور زنان در جنگ به عنوان امدادگر: آن گونه كه در تاريخ آمده است، چهارده نفر زن، از جمله حضرت
فاطمه(س) در جنگ احد 2. حضور زنان به عنوان مدافع و جنگجو: در جنگ احد از زنى به نام شيبه نام برده مىشود كه از رسول
خدا(ص) دفاع مىكرده است
اسماء، زنى كه به خطيب و نماينده زنان شهرت داشت، به جمع
رسول خدا(ص) و مردان
5. نصب زنان در امور حسبه.[7]
(1). واقدى، مغازى،
ج2، ص248. (2). سيره ابنهشام،
ج2، ص356. (3). ابنسعد، طبقات
الكبرى، ج11، ص445. (4). ابن ابى الحديد،
شرح نهجالبلاغه، ج14، ص266. (5). همان. (6). سيره ابنهشام،
ج3، ص365. (7). بحارالانوار،
ج3، ص310. |
|
|197|
6. نصب ام ايمن به عنوان نگهبان.[1]
7. نصب ام ورقه، دختر عبداللَّه بن حارث به عنوان مربى قرآن.[2]
8. نصب ام سليمان بن ابى حثمه به عنوان معلم كتابت زنان.[3]
در سيره مديريتى علوى نيز به زنان مأموريتهايى از سوى آن حضرت داده مىشد: 1. حضور ليلى الغفاريه در جنگ جمل،
همراه با حضرت على(ع).[4]
2. حضور ام الخير يا رقيه كوفى در جنگ صفين با نقش بسيار مؤثر تبليغى.[5]
3. دادن مأموريت به چهل زن مسلح، پس از جنگ جمل، از سوى
اميرالمؤمنين(ع) با
4. توجه به شكايت سوده از يك استاندار و عزل او و تأييد حضور اين زن،
در اين مورد و
به همه اينها اضافه مىشود نقش اجتماعى حضرت زهرا(س) و سخنرانى ايشان بر اين اساس، در سيره مديريتى خداوند و معصومين(ع) اشتغال و
انتصاب زنان جايز 1. در مديريت رحمانى، زنان در
منصبهاى رياست حكومت، امامت جمعه و جماعت، در (1). تراتيب، ج1،
ص200. (2). همان، ص47. (3). همان، ص49. (4). سيره ابنهشام،
ج3، ص356. (5). اعيان الشيعه،
ج3، ص476. (6). شيخ مفيد،
الجمل، ص415. (7). اعيان الشيعه،
ج3، ص478. |
|
|198|
هر ردهاى احتياطاً قضاوت و همچنين مرجعيت و ديگر مناصبى كه از شؤون ولايت و 2. مناصبى مانند وزارت و
مديريتهاى كلان، از دايره فوق بيرون است و امكان گزينش 3. اشتغال و انتصاب زنان در مناصب گوناگون ادارى و حرفهاى، اشكالى ندارد. نكته پايانى مشروعيت و جواز اشتغال، به معناى لزوم، هجوم و اشغال امور
ادارى و غيرادارى، از سوى بنابر اين، وظيفه اول زنان، تربيت فرزندان و خانهدارى است و
در صورت ضرورت، به كار با اين ترتيب، مشكل اشتغال مردان حل خواهد شد و خانوادهها
شكل طبيعىتر و اگر زنان ميل كمترى به اشغال مناصب ادارى و غير ادارى پيدا
كنند، فرصتهاى شغلى |
|
|199|
مىشوند و خانوادههاى بيشترى تشكيل مىشود و بسيارى از مفاسد اجتماعى و بنابر اين، اولويت دادن به گزينش مردان و پس از آن، گزينش
زنان، در صورت ضرورت و آزمون عفت و امانت يكى از شرايط استخدام، بهويژه در مناصب بالاتر، پاكى و عفت
فرد مورد انتصاب است. در «قالت احدى بنات شعيب: يا ابت استأجره ان خير من استأجرت
القوى الامين. فقال لها
«يكى از دختران شعيب گفت: اى پدر من! موسى را استخدام كن، همانا بهترين كسى كه (1). تفسيرالميزان،
ج16، ص29. |
|
|200|
بخواهى استخدام كنى، بايد نيرومند و امين باشد. شعيب به دخترش گفت: اما قدرت او را مانند اين حكايت، از زبان اميرالمؤمنين(ع) در تفسير مجمع البيان، آمده است. از اين واقعه، كه يك پيامبر مىخواهد پيامبر ديگرى را
استخدام كند و حاكى از يك تكيه بر صفت عفت و سداد، در فرمايش اميرالمؤمنين(ع) نيز آمده
است كه «شما
يكى از ضمانت اجراها در اين زمينه، تلاش دستگاه گزينشى و كارگزينى است در گزينش (1). نهجالبلاغه، نامه 45. |
