|
|89|
مديريت منابع انسانى، كه شرح آن رفت، جايگاه مهمى در مكاتب
مديريتى كسب كرده نخست خلاصهاى از نظريه «رشد» استاد شهيد را مىآوريم و سپس
به استحصال نتايج و نظريه دوم، كه از قرآن كريم و معارف توحيدى استنباط
مىشود،«مديريت رحمانى» يا |
|
|90|
نظريه، به كمك هم، مديريت اسلامى را معرفى مىكنند. هر دو نظريه، به اجمال در اين نظريه رشد در مديريت اسلامى اگر بخواهيم براى رهبرى و مديريت، با همه گسترش و شمولى كه
يافته است، مرادفى در «رشد» در اصطلاحات عرفى و معمولى، كيفيتى جسمى و صفتى براى
اندام است. قامتها
اگر انسان در يك موضوع بهخصوص، اين لياقت و شايستگى را داشت،
(1). ر.ك.: مرتضى
مطهرى، مديريت و رهبرى، ص209 - 228. (2). فصل نامه مصباح، ج
11، ص163. |
|
|91|
رشد به چهار دسته تقسيم مىشود: رشد ملى، رشد فردى و اخلاقى،
رشد اسلامى 1. رشد ملى، لياقت و شايستگى يك
ملت براى نگهدارى، بهرهبردارى و سود بردن از 2. رشد فردى و اخلاقى، استفاده
درست از سرمايههاى فردى و اخلاقى درون يك 3. رشد اسلامى، احساس مسؤوليت كردن
در برابر اسلام، به عنوان يك سرمايه و ثروت 4. رشد اجتماعى، توان مجهز كردن،
تحريك و آزاد كردن نيروها و در عين حال، كنترل و
يكى از سرمايهها و بلكه مهمترين آنها، سرمايه انسانى است و اداره اين سرمايه و
قرآن مجيد تعبير عجيبى درباره پيامبر اكرم(ص) دارد، آنجا كه مىفرمايد:
(الذين يتبعون (1). مديريت و رهبرى،
ص209 - 228. (2). اعراف، آيه 17. (3). . همان، ص232. |
|
|92| اين پيامبر، كه در تورات و انجيل از او ياد شده است، چيزهاى
خوب را بر آنان حلال پيغمبر اين نيروهاى بسته را باز كرده و از ضعيفترين ملتها
قوىترين ملتها را الف. سرمايههاى انسانى هر اجتماع،
بزرگترين سرمايه آن است. اهميت وجود انسان، به ب. اين سرمايههاى انسانى، يعنى
انسانها نيازمند مديريت و رهبرى و اكتشاف و ج. اصل سوم اين است كه انسانها و
رفتار و حيات روحى آنان داراى قوانين يا راهكارها (1). فصل نامه مصباح، ج
11، ص166. |
|
|93| مانند قوانين فيزيك و شيمى و فيزيولوژى كشف كرد، نه وضع. در اسلام اهتمام به هر سه اصل، به طور روشن ديده مىشود.
اهميت ذخاير انسانى، آن (جعلنا لكم فيها معايش) و (هو أنشاكم من الارض و استعمركم فيها) .
اصل دوم، همان فلسفه بعثت انبيا است و اصل سوم، آن چيزى است كه امروزه «اصول
قرآن مىفرمايد:
(و ما امر فرعون برشيد)
؛[2] يعنى كار فرعون -كه به تعبير تفسير
الميزان، در حقيقت، خداوند رشد ادعايى او را تكذيب مىكند، در حالى كه
فرعون از لحاظ (1). مديريت و رهبرى،
ص325؛ فصل نامه مصباح، ج 11، ص164. (2). هود، آيه 97. (3). مؤمن،آيه 29. |
|
|94|
بوده است كه با تدبير و به كارگيرى نيروى انسانى عظيمى خلق شده است. فرعون 1. استضعاف: (يستضعف طائفة منهم) ؛[1] يعنى طايفهاى از مردم را به ضعف كشيده بود. 2. استخفاف:
(فاستخف قومه
فاطاعوه)
؛[2] يعنى مردم را خوار مىكرد تا او را
اطاعت كنند. 3. استعباد:
(تلك نعمة تمنّ علىّ
ان عبّدت بنىاسرائيل)
؛[3] يعنى آيا اين نعمتى است كه علت عدم رشد حكومت و مديريت فراعنه، عدم اعتنابه شخصيت
انسانها و برده دانستن اول. آن كه صرف پيشرفت و افزايش توليد و اثربخشى سازمانى، علامت رشد نيست. دوم. آن كه لازمه مديريت رشيد،
توجه ويژه به ابعاد وجودى انسانهاى سازمانى است و سوم. آن كه مديريت رشيد، مديريتى
است كه رشد مادى و معنوى انسان را همراه با اين خلاصه نظريه «رشد مديريت منابع انسانى»، برگرفته از آيات
قرآن و ارزشهاى (1). قصص،آيه 4. (2). زخرف، آيه 54. (3). شعراء،آيه 22. |
|
|95|
انسانى است. بر اساس اين نظريه، مديريت غربى، صرفاً با موفقيتهاى ظاهرى و قرآن مىفرمايد:
(استجيبوا لّله
والرسول اذا دعاكم لما يحييكم)
[1] ؛ يعنى از خدا و رسول او مديريت رحمانى يا رحيمانه اين مديريت، بر اساس نظريه رحمت است كه بيانگر اصلىترين
محور براى مديريت (و رحمتى وسعت كل شىء) [3] ؛ يعنى رحمت من همه موجودات را فرا گرفته است. استاد شهيد مطهرى در كتاب عدل الهى به بيان اصل رحمت پرداخته
است كه ما نخست (1). انفال، آيه 24. (2). هود 119. (3). اعراف،آيه 53. |
|
|96| استنباط نگارنده است. مبانى مديريت رحمانى جاذبه رحمت: براى نيل به سعادت، علاوه بر جريان اعمال و گامهايى
كه خود انسان
برمىدارد، يك جريان ديگرى نيز هميشه در جهان است و آن، جريان سابقه رحمت پروردگار است. در متون دينى آمده است كه «يا من سبقت رحمته غضبه».[1] در نظام هستى، اصالت از آنِ رحمت و سعادت و رستگارى است و كفرها
و فسقها و شرور،
عارضى و غير اصيل مىباشند و همواره آنچه كه عارضى است، به سبب جاذبه رحمت تا حدى كه ممكن است، برطرف مىگردد. وجود امدادهاى غيبى و تأييدات رحمانى، يكى از شواهد غلبه رحمت بر غضب است. مغفرت پروردگار و زايل ساختن عوارض گناه، يكى ديگر از شواهد تسلط
رأفت و مهربانى و
رحمت او بر غضب و قهر او مىباشد. اصل تطهير: در نظام هستى، يكى از جلوههاى رحمت الهى، نمود تطهير
است.[2]
اصل سلامت: از شواهد غلبه رحمت بر غضب در نظام هستى، اين است كه
همواره در جهان،
اصالت از آنِ سلامت و صحت است و مرضها و بيمارىها استثنايى و اتفاقىاند.[3] در سرشت هر موجودى، كه از مسير اصلى خود منحرف گرديده است، كششى
وجود دارد كه
او را به سوى حالت اوليه بر مىگرداند. هميشه در جهان نيروى گريز از انحراف و توجه به سلامت و صحت حكمفرما است. اينها شواهدى از چيرگى رحمت بر غضب است. وجود مغفرت نيز از همين
اصل ناشى
مىشود. رحمت عام: اصل مغفرت، يك پديده استثنايى نيست، يك فرمول كلى است كه از غلبه رحمت در نظام هستى نتيجه شده است. از اين جا دانسته مىشود كه مغفرت الهى عام است و همه موجودات را در حدود امكان و قابليت آنها فرا مىگيرد. و اين اصل در فوز به سعادت و نجات از عذاب، براى همه رستگاران مؤثر است. لهذا قرآن كريم مىفرمايد: (من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه) ؛ هركس كه در آن روز از عذاب خدا نجات يابد، مشمول رحمت خدا قرار گرفته است؛ يعنى اگر رحمت نباشد، عذاب از احدى برداشته نمىشود.[4] امكان ندارد هيچيك از جريانهاى رحمت پروردگار، بدون نظام انجام
گيرد. به همين دليل،
مغفرت پروردگار بايد از طريق نفوس كمّلين و ارواح بزرگ انبيا و اوليا به گناهكاران برسد. اين، لازمه نظام داشتن جهان است. به همان دليلى كه رحمت وحى، بدون واسطه انجام نمىگيرد وهمهمردم از جانب خدا به نبوت برانگيخته نمىشوند، هيچ رحمت ديگر نيز بدون (1). مرتضى مطهرى، عدل الهى، ص273. (2). همان، ص274. (3). همان، ص275. (4). همان، ص276. |
|
|97| واسطه واقعنمىشود.[1]
نظام مديريتى خداوند آنچه در اصطلاح فلسفه، به نام «نظام جهان» و «قانون اسباب»
خوانده مىشود، در زبان
دين، سنت الهى ناميده مىشود؛ يعنى كار خدا شيوه مخصوص و فرمول ثابتى دارد و تغييرپذيرنيست.[2] پديدههاى جهان، محكوم يك سلسله قوانين ثابت و سنتهاى لايتغيّر
الهى مىباشند. به
تعبيرديگر، خدا در جهان، شيوههاى معيّنى دارد كه گردش كارها را بيرون از آن شيوهها انجامنمىدهد.[3] قانون آفرينش، يك قرارداد و اعتبار نيست؛ زيرا از چگونگى هستى
اشيا انتزاع شده است. به
همين دليل، تبديل و تغيير براى آن نيز محال است.[4] جهان هستى با يك سلسله نظامات و قوانين ذاتى و لايتغير اداره
مىشود و به موجب آن، هر
شىء و هر پديده، مرتبه و مقام و موقع خاصى دارد و تغيير و تبديل را در آن، راه نيست.[5] پردازش مديريت رحمانىبر اساس آنچه از عبارت استاد شهيد مطهرى بر مىآيد: اول، هستى داراى نظام است( طولى ياعرضى). دوم، اداره نظام هستى با خدا است. سوم، در نظام هستى، اصالت از آنِ رحمت است. چهارم، هيچيك از جريانهاى رحمت پروردگار، بدون نظام و قانون انجامنمىگيرد. پنجم، رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ششم، اصول سلامت، تطهير، مغفرت، وحى و...، فرع بر اصل رحمت و ناشى از آن است. هفتم، اصول ياد شده بالا، مصاديق و
افراد رحمت هستند و هر كدام، يك رحمت (1). همان، ص278. (2). همان، ص 126. (3). همان، ص 128. (4). همان، ص 130. (5). همان، ص 135. |
|
|98|
هشتم، اين رحمتها بدون واسطه به
انسان نمىرسند. موارد مذكور، مبانى مديريت رحمانى خدا بر انسان و جهان را
تشكيل مىدهند.
(قال عذابى اصيب به من اشاء و رحمتى وسعت كلّ شى)
؛[2] يعنى گفت: عذاب من به هر طبق آيات فوق، خداوند رحمت را بر خود واجب كرده است و رحمت،
فراگير بوده و عذاب از نشانههاى رحمتمحورى، آيه شريفه
(بسم الّله الرحمن
الرحيم)
است كه به قولى در سوره حمد، كه «فاتحة الكتاب» است، آمده است:
(بسم الّله الرحمن
الرحيم. الحمد لله با توجه به اين كه ربوبيت، همان مديريت و مدبريت است، مديريت
خود را بر جهان و (1). انعام، آيه 54. (2). اعراف، آيه 153. |
|
|99|
قواعد و اصول مديريتى اسلام، بايد مصداقى از «رحمت سابقه» خداوندى باشند. بر
ما در اين تحقيق، بر آنيم كه نظريه مديريت در اسلام را از دو سيره الهى و نبوى به
دست (لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد) ؛[1]
انسان را خلق كردهايم و از وساوس و انديشههاى نفس او كاملا آگاهيم و از رگ گردن
به
(ربّكم اعلم بكم ان يشأ يرحمكم او ان يشأ يعذبكم)
؛[2] خدا صلاح شما را بهتر مىداند.
(ربكم اعلم بما فى نفوسكم ان تكونوا صالحين فانه كان للاوابين غفورا)
؛[3] خدابه آنچه |
|
|100|
وقتى چنين خدايى به اداره انسان بپردازد، او را بر اساس رحمت رشد خواهد داد. در چگونگى كشف و تبيين اصول مديريت رحمانى مديريت منابع انسانى، عبارت است از مراحل عضويابى، انتخاب،
انتصاب، آموزش و در جاى ديگر مىفرمايد:
(ولا تطيعوا امر
المسرفين الذين يفسدون فى الارض و و درباره انگيزش مىفرمايد:
(قل لعبادى الذين
اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة (1). كهف،آيه 51. (2). شعراء، آيه 151. (3). زمر،آيه 53. |
|
|101| كرد، نبايد نااميد شود، بلكه راه جبران براى او باز است. مهم اين است كه همه قواعد مديريت خداوندى، مبتنى بر اصل رحمت
هستند. بدين رو، - همه خوبند، مگر اين كه اثبات شود كه بد هستند (برائت). - عيبها پوشانده و بخشيده مىشود (مغفرت). - همه به اندازه استحقاقشان از تلاش خويش بهره مىگيرند. (عدالت و احسان). - آبروى افراد، محفوظ نگاه داشته مىشود(كرامت). - همه از حقوق مساوى برخوردارند (مساوات). و همچنين ديگر قواعدى كه در اين تحقيق به كشف آنها همت گماشته مىشود. ويژگىهاى قواعد ادارى مديريت رحمانى1. همگى از روح رحمت برخوردارند (طبق آنچه گفته شد). 2. اين قواعد به مثابه يا مشابه
قواعد فقهى هستند كه پس از گرفته شدن از منابع معتبر، 3. ثابت و تغييرناپذير هستند و
مقررات متغير، به اقتضاى زمان و مكان، پيرامون آنها 4. وحيانى و برگرفته از وحى و قرآن
هستند. از اين رو، از درستى و اتقان 5. برگرفته از روش مديريتى خداوند
رحمان هستند كه بهترين نوع مديريت بر جهان و البته همان طور كه قبلا نيز بيان شد، مديريت نبوى نيز مديريت
رحمانى است؛ زيرا |
|
|102|
گفتاراو طبق وحى است. به اين معنا كه يا مستقيم از وحى سرچشمه گرفته است و يا بنابر اين، قواعدى كه از مجموعه سيرههاى مديريتى خداوندى و
نبوى و علوى كشف روش مديريتى ديگر پيامبران، كه خداوند آن را نقل و امضا كرده
است، از ديگر منابع ارتباط مديريت رحمانى و نظريه رشد چه بسا هر دو نظريه «رشد» و «رحمت»، در اين آيه قرآن جمع شده
باشند:
(ربنا آتنا من ارتباط هر دو نظريه با هم مىتواند بيانگر مديريتى آسمانى و
انسانى باشد. نظريه رشد، اگر اصالت در اداره جهان، با رحمت باشد و ديگر اصول از آن
مشتق شده باشند، اصل رشد (1). كهف، آيه 9. |
|
|103|
مديريت پيامبر اسلام(ص) بر اساس رحمت بوده است:
(و ما ارسلناك الّا
رحمةللعالمين)
؛[1] يعنى و ما تو را نفرستاديم جز رحمت
براىجهانيان.
(لقد جاء كم رسول من
انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤوف
(فبما رحمة من اللَّه
لنت لهم فلو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و
(و اطيعوا الرسول
لعلكم ترحمون)
؛[4] رسول ما را اطاعت كنيد، باشد كه مورد
لطف و آيات فوق، رحمت بودن شخص رسول و رحمانى بودن مديريت او را
بهخوبى بيان (1). انبياء، آيه 107. (2). توبه، آيه 128. (3). آل عمران،
آيه159. (4). نور، آيه 56. |
|
|104| كنندگان مسلمان، شايسته اقتباس و تأسىاست. نكته: تلاش استاد شهيد مرتضى مطهرى
در پردازش نظريه رشد، همسو و مكمل نظريه |
