|
|23|
1. تدوين اصول مديريت 2. الگو سازى يك سازمان مطلوب 3. ارائه الگوى مدير و كارگزاران
نظام اسلامى و ضد آن 4. تعميم نظريه مديريت اسلامى 5. توجه جدى مراكز علمى فرهنگى
كشور به تحقيق به عنوان پايه، براى دستيابى به 6. معطوف كردن توجه محققان و
دانشپژوهان و متخصصان علم اداره و مديريت، به 7. دعوت به همكارى صاحبنظران و
محققان اسلامى، به ويژه فقيهان بزرگ حوزه 8. ايجاد زمينه تلاش بيشتر و
جدىتر براى يافتن راهكارهاى علمى، در جهت اجرايى |
|
|24| رهنمودهاى قرآنى و دستآوردهاى بشرى و نقش زمان و مكان.[1]
در لابهلاى آثار مديريتپژوهان مسلمان، به مواردى از ضرورت
پى مىبريم: 1. ظهور انقلاب اسلامى و استقرار
حكومت دينى در ايران اسلامى، لزوماً بحث مديريت 2. جامعيت و خاتميت مفروض دين
اسلام، مستلزم داشتن نظاماتى مانند نظام 3. كاستىهاى مكاتب مديريتى
غيردينى و غيراسلامى، كه در عمل نشان داده شده و 4. معرفى اسلام در همه ابعاد، به
جهان پرسشگر از مبانى نظرى و عملى نظام اسلامى. 5. نمىتوان حكومت دينى را با
مديريت غيردينى هدايت كرد. اين امر باعث شكست و 6. عدم تناسب مديريتهاى رايج با
فرهنگ و تمدن اسلام و تفكر مستقل انقلابى. 7. سيره انبيا و اوليا در اِعمال
مديريت، حاكى از وجود اصول مديريتى دينى است كه بايد 8. نياز فراوان نظام اسلامى به
مديرانى كه متخلق به اخلاق اسلامى و مسلح به دانش 9. لزوم ارائه الگوى مديريتى اصيل
به مديران اسلامى كه نقش مهمى در پيشبرد اهداف 10. توسعه اين رشته، تا عمق مديريت
خانواده، مديريت و رهبرى خويشتن، و حجم بسيار (1). فصلنامه مصباح،
ش19، ص112. |
|
|25|
11. نقش بسيار مهم مديريت اسلامى
در تحقق اهداف انقلاب اسلامى، در پيشرفت و 1. گروهى از محققان و
مديريتپژوهان با ضعف شناخت از مديريت غربى و با توجه 2. گروهى ديگر با خوب و درست فرض
كردن مديريت غربى كوشيدهاند با توجيه اسلامى 3. از يك ديدگاه مىتوان مجموعه
تحقيقات مديريت اسلامى را به چند دسته تقسيم كرد: 4. در آثار مديريتى از سه شيوه
استفاده شده است: الف) روش قياسى (مستقل): مراجعه به
منابع اصيل اسلام و استخراج ارزشها و اصول ب) روش استقرايى (تطبيقى): مراجعه
به منابع مديريت روز و مطالعه نظرياتى كه در آن |
|
|26|
مطرح است و شناخت پيشفرضها و اصل نظريات و قضايايى كه از آن نظريات استفاده ج) انتخاب برخى كليد واژهها از
متون مديريت علمى و پيدا كردن معناى آن در منابع در اين تحقيق، فهرست مباحث از متون مديريت علمى گرفته شده
است. همچنين در هر پيشينه بحث در بين دانشمندان شيعى مديريت اسلامى موضوعى است كه سابقه آن، در بين شيعه، محدود
به دوران پس از (1). فصلنامه مصباح، ش
19، ص 100. (2). همان، ص 101. |
|
|27|
استنباط مفاهيم مديريتى از متون اسلامى را به ما مىآموزد. همچنين روشهاى تحقيق
در ميان دانشمندان عرب، محمد باقر شريف القرشى حدود 35 سال پيش، كتاب نظام
اين مجموعه، به تفكيك شامل 60 كتاب، 21 مقاله، 13 پايان نامه و 53 جزوه بررسىهاى تفصيلى در باره محققان حقيقى و حقوقى نشان مىدهد كه: (1). همان. (2). ر.ك: قدسى، نظام ادارى اسلام، ص6. (3). فصلنامه مصباح، ش 19، ص100. (4). همان، ص105. |
|
|28|
1. برخى نويسندگان به طور اتفاقى
يا الزامى يك بار در باره موضوع قلم زدهاند. 2. تقريباً همه آثار، كارهاى فردى
است و كمتر اثرى را مىتوان يافت كه به شكل گروهى 3. بررسى محتواى آثار نشان مىدهد
كه برخى از مؤلفان محترم، بدون مراجعه به ادبيات البته روند توجه به مديريت اسلامى، رو به تقويت و تكامل است؛
ولى كارنامه اين بحث معلوم مىشود كه زمينه اين كار، همواره وجود داشته است؛ اما
به علت وجود موانعى كه
1. تبليغ فراوان مديريت رايج غربى. 2. عدم حاكميت اسلام در قرون اخير. (1). ر.ك: نظام ادارى
اسلام. |
|
|29|
3. دينزدايى پس از رنسانس. 4. وضعيت فلاكتبار مسلمانان. 5. مقايسه وضعيت مسلمانان با
كشورهاى پيشرفته. 6. عدم تحول اساسى و انقلابى در
ساختار علمى كشور، اعم از حوزه و دانشگاه. 7. غرق شدن در روزمرگىها و
باورنداشتن توانايىهاى خود. 8. عدم توجه چند قرنه به اسلام، به
عنوان مكتبى كه چهارچوب عمل اجتماعى را 9. بىتوجهى به نظام ادارى يا حقوق
ادارى، مانند ديگر رشتههاى حقوق عمومى.[1]
تدوين نظام ادارى اسلام در ميان فرهيختگان اهل سنت، مانند
بسيارى از تحقيقات اولين و قديمىترين پژوهش در اين زمينه، مربوط به على بن
محمد بن مسعود خزاعى (1). ر.ك: فصلنامه
مصباح، ش11، ص19. (2). محمد عماره،
الدولة الاسلامية بينالعلمانية و السلطة الدينية، ج1، ص217. |
|
|30|
شكلپيوسته عرضه كرد. پانصد سال بعد، رفاعه طهطاوى (متوفاى 1290ق) اين كتاب را ابن ادريس كتانى، عالم مغربى نيز از كتاب خزاعى به اعجاب
آمده، بر آن تعليقه زده و به فاصله چند قرنه بين خزاعى و طهطاوى و كتانى نشان مىدهد كه
در دورهاى طولانى، اين آثار فقط نشانگر وجود مجموعه حرفهها و صنايع و اعمال و
نصب مسؤولان و البته پيشگامى نامبردگان در مباحث ادارى اسلام، در ميان اهل
سنت و نيز سابقه بيشتر |
