|18|
داشت؟ با توجه به اينكه مديريت درغرب از روش تجربى استفاده مىكند و ما در حال
حاضر نمىتوانيم از اين روش در مديريت اسلامى استفاده كنيم، چگونه مىتوانيم به
سوى مديريت
گام برداريم؟ اصطلاحات رايج در مديريت اسلامى، مديريت فقهى، مديريت ارزشى و مديريت
دينى از چه اعتبارى برخوردارند و كدام يك ترجيح دارد؟ توقع يك نظام ادارى و
روشهاى
مديريتى از اسلام تا چه اندازه درست و بهجا است؟ آيا اسلام يك مكتب مديريتى ويژه
خود را
دارد، مانند ديگر مكاتب مديريتى (مديريت علمى، روابط انسانى، اقتضايى و...)؟ اگر
مديريت
مبحثى عقلايى و متكى به عقل جمعى بشر است، چه اصرارى بر جستوجوى آن در منابع
اسلامى است؟ آيا مديريت هم اسلامى و غيراسلامى دارد؟ اگر دارد، معيار اسلامى بودنش
چيست؟ شاخصهاى شايستگى مدير اسلامى كدام است؟
در بين نظريههاى مديريت، كدام نظريه با اسلام سازگارتر است؟
آيا اسلام نظريه خاص و
مستقلى در اين زمينه دارد؟ اصول موضوعهاى كه براى ما معتبر است و بر اساس آنها
بايد
مسائل مديريت را حل كنيم، كدامند؟ روش درست تحقيق در مديريت اسلامى چيست؟ در
جامعه اسلامى چه نظام ارزشىاى بايد بر رفتارهاى مديران حاكم باشد و دليل اعتبار
اين نظام
ارزشى چيست؟
اين پرسشها و مانند اينها از عوامل پديد آمدن تحقيق حاضر
هستند كه پاسخ به آنها
با تجه به متون دينى مىتواند نظريه مديريت اسلامى را تبيين كند.